تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
درين معنى نظم كرده است ( تحرير افتاد تا در نظر پادشاه مسلمانان آيد ) :
شهادت ملك بحر و بر معز الدين * كز ابتداى جهان ، شه چو او نيامد يك سيوم ز غرهء شعبان بسال شش صد و دو * فتاد در ره [ ( 1 ) ] غزنين به منزل دميك
حق تعالى سلطان زمان و شهريار گيهان ناصر الدنيا و الدين ظل اللّه فى العالمين محور [ ( 2 ) ] ممالك دنيا ، مظهر كلمة العليا ، وارث ملك سليمان ابو المظفر محمود بن السلطان را بر سرير جهاندارى و متكاء شهريارى باقى و پاينده داراد به حق محمد و آله اجمعين . ذكر آنچه از عدل آن پادشاه بود در دنيا ، در حوصلهء تحرير نگنجد و آنچه نگاهداشت سنت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم و محافظت ترتيب غزوات بر جادهء مسلمانى همبران پادشاه ختم شد ، و آنچه از مصطفى ( صلّى اللّه عليه و سلّم ) روايت كرده‌اند : كه از قيامتش پرسيدند ، فرمود : بعد از من شش صد و اند سال باشد ، و شهادت آن پادشاه در تاريخ ششصد و دو بود [ و ] هم درين سال اول نشانى [ ( 3 ) ] قيامت ظاهر شد ، و آن [ سال ] خروج چنگيزخان مغل بود ( و خروج ترك ) پس معلوم شد ، كه آن پادشاه در بند محكم اسلام بود ، و چون او شهادت يافت ، در قيامت باز شد ، و آنچه اموال غزو در خزانهء غزنين جمع شد ، در خزانهء هيچ پادشاه [ ( 4 ) ] نشان ندادند تا به حدى كه خواجه اسماعيل خزانه دار عليه الرحمه ( در حضرت فيروز كوه ) گفت : بوقت آوردن تشريف نزد ( يك ) ملك جلالى ( دختر غياث الدين محمد سام ) كه از جواهر در خزينهء غزنين از يك جنس الماس كه نفيس ترين [ ( 5 ) ] جوهرهاست بيك هزار [ ( 6 ) ] و پانصد من موجود است ، ديگر جواهر و نقود [ ( 7 ) ] را برين قياس همى بايد كرد . حق تعالى صد هزاران ثنا و رحمت و بشرى و كرامت بمرقد و مضجع آن پادشاه غازى و اصل گرداناد ، و سلطان ناصر الدنيا و الدين را بر تخت پادشاهى تا قيام قيامت باقى و پاينده داراد بمحمد و آله الامجاد و صلى اللّه على محمد الى يوم التناد .
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : در ده . [ ( 2 ) ] مط : محرز [ ( 3 ) ] مط : علامت [ ( 4 ) ] مط : پادشاهى . [ ( 5 ) ] اصل : نفايس ترين . [ ( 6 ) ] مط : يك هزار [ ( 7 ) ] اصل : ديگر جواهرها را برين .