تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
سپهر مرتبه حاجى حسينخان كه به عهدش * تمام خطهء ايران گرفته زينت و زيور خدايگانى كاندر زمان معدلت او * عقاب دانه رساند همى بصعوهء بىپر به عهد مرحمتش هر ضعيف گشته توانا * ز دست مكرمتش هر فقير گشته توانگر عجب كه با همه دانش كه هست حضرت او را * كفش نداند هنگام جود ، سنگ ز گوهر
و نيز اين اشعار از قطعهء ميرزا محمد نجومى است كه در مدح او گفته است
اى بلند اخترى كه خاك درت * سرمهء چشم اختران باشد بر درد آسمان ، مثالى را * كه نه توقيع تو بر آن باشد تا تو گشتى امين دولت شاه * دولت شاه در امان باشد نه همين ملك شاه بلكه جهان * با وجود تو گلستان باشد اصفهان از تو شد چنان آباد * كه كنون غيرت جنان باشد ور كسى جاى در جنان گيرد * باز خواهد در اصفهان باشد كس نديدم به عهد دولت تو * كه ز گردون نه شادمان باشد جز نجومى كه چرخ كجرفتار * شب و روزش به قصد جان باشد يا بفرما كه بعد از اين با وى * اندكى چرخ مهربان باشد يا چنان كن كه او هم از لطفت * ايمن از جور آسمان باشد
سيد نياز را قصيده‌ايست كه در مدح او انشاد كرده و از براى مزرعهء خود تخفيف ماليات خواسته است ، بعضى از آن اشعار در اينجا ثبت مىشود :
عرض كن مطلب خود را به امين الدوله * آنكه سايند بزرگان به درش روى نياز
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 98 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد مشيرى