روضهء ساخت چو فردوس و درى چون در خلد * كه فلك خادم اين درگه و در بيگاه است
از جملهء اشعار ، قصيدهء حاجى معصوم خاورى است كه در مدح او انشاد كرده است :
درة التاج ملك ، فخر ملوك * قرة العين دهر و كهف كمال
حكمران قضا به استحقاق * قهرمان قدر باستقلال
از ريش تا به فارس در فرمان * به فرامين آفتاب مثال
از جمله اشعار قصيدهء آقا محمد ابراهيم رهى است كه در توصيف اسب و مدح او گفته است :
خوان احسان ترا و خرمن جود ترا * صد چو يحيى ريزهخوار و صد چو حاتم خوشهچين
اين يك شعر از مديحهء آقا باباى عارض است كه در مدح او سروده است :
با شكوه و كرمش هست به عينه يم و نم * شوكت سنجرى و مكرمت قاآنى
اين دو شعر از طرب نائينى است كه در مدح او سروده است :
گشودى تا ز هم دفتر ، گرفتى تا قلم در كف * دبير چرخ از خجلت قلم بشكست بر دفتر
نه آسان است لاف همسرى با چون توئى كس را * نشايد از سليمانى سخن گفتن به انگشتر
سپهر مرتبه حاجى حسينخان كه بود * به پيش سنگ جلالش دو كون يك مثقال
توئى كه صدرنشينان عالم ملكوت * ستادهاند بر ايوان تو به صف نعال