اين چه كان زر و سيم است كه در وقت نوال * جود يك روزهء او هرچه به كان سيم و زر است
چه سحابى است همايون كه ز پس باريدن * دائم از رشحهء آن مزرع آمال تر است
كيست اين جمله كه گفتى و از اين جمله فزون * خان عالى نسب و والى والاگهر است
ناصر الملة و الملك امين الدوله * كش دو صد بنده چو گردون ز غلامان در است
صاحب العزة و المجد معين المله * آنكه عفو و سخطش واسطهء خيروشر است
اى خداوند فلك رتبه كه از حسرت تو * خصم را روز و شبان خون جگر ماحضر است
قامت قدر ترا اطلس گردون جامه * نه كه بر جامهء او اطلس چرخ آستر است
وصف انصاف تو با خلق جهان مىگفتيم * بحر و كان جلوه نمودند كه بيدادگر است
آن يكى گفت كه سودم همه از وى بزيان * و آن دگر گفت كه نفعم همه از وى ضرر است
گيرم به منصب تو رسد خصم تيرهروز * شمشير رستمى به كف زال سوزن است
بهر نظام ملك خدا راست چون توئى * جاويدمان كه مادر گيتى سترون است
ميرزا محمد نجومى ، قصيدهء براى او سروده و توصيف اسب او را نموده است چند بيتى در اينجا نگارش مىرود :