تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
هامش
از خراسان برسد و پس از وصول اين نامه دوستدار هم به آنان اطلاع خواهم داد كه قشون فقط بسمنان ميرود و از اينرو نامهء دوستدار را حمل بر خدعه نكنند و اگر آن جناب ضمن نامهء رسمى دولتى بدوستدار ننويسند كه نيرو تا رسيدن جواب از خراسان از سمنان جلوتر نخواهد رفت ، دوستدار براى نگاهداشتن اعتبار و قول و نوشته خود لازم ميداند كه به تعجيل چاپارى به خراسان بفرستم و به آنها اعلام نمايم كه اعتبار آن نامه‌ها منقضى شده است و دوستدار را در كار خراسان دخالتى نيست در ثانى زحمت ميدهد كه البته بر آن جناب يقين و واضع است كه دوستدار مطلقا نميخواست كه در كار خراسان مداخله‌اى بنمايد ، جناب سامى دوستدار را پيش كشيدند و بنا بتقاضا و خواهش آن جناب در اين كار اقدامى شد كه شايد خدمتى بدولت عليه ايران كرده باشم و بلكه در اوايل دولت در كار آن جناب پيشرفتى حاصل گردد حالا هم كه آن جناب اگر نخواسته باشيد دست از اين كار بر خواهم كشيد . امضاء فرانت بامير نظام مورخ 3 نوامبر 1848 . عالى جنابا ، حال چهار روز است كه دوستدار را معطل جواب كاغذى كه در باب خراسان بجناب عالى نوشته بود كرده‌ايد ديگر دوستدار خود را معطل چنين كارها نميكند و حالا به جناب سامى اظهار ميدارد كه ديگر به قرار اولى كه در كار خراسان داده بودند دوستدار را رجوعى ندارد و به آنها اعلام خواهد نمود ( منظور شورشيان خراسان مىباشد ) كه قرار اول اولياى دولت عليه ايران با دوستدار در باب خراسان بهم خورد و چاپار مخصوصى به همين جهت روانه خواهد نمود ديگر جواب كاغذ ضرورت ندارد و دوستدار را معذور فرمائيد . امضاء فرانت از كلنل فرانت به امير نظام مورخ 4 نوامبر : مطابق كاغذى كه ديروز عصر به جناب سامى نگاشته بود كه آدمى به خراسان براى اعلام آنها خواهد فرستاد كه امناى دولت عليه ايران قرارنامه اول را برهم زدند و قشون به خراسان پيش از رسيدن جواب از آنجا فرستادند و به اين جهت دوستدار خود را كنار كشيد و كارى ندارد امروز صبح دوستدار چاپار مذكور را فرستاد چون لازم بود به جناب سامى اطلاع دادم . امضاء فرانت نظر كلنل فرانت اين بود كه غائلهء خراسان را با مسالمت بخواباند و نيروى سالار ضعيف نگردد تا در آتيه در هر موقع بتواند از اين قدرت به نفع سياست انگلستان استفاده نمايد ولى امير كبير دست او را خواند بطور كلى نظر ميرزا تقى خان اين بود كه بدون دخالت بيگانگان شورش خراسان را بر طرف نمايد و عقيده‌اش اين بود كه هرگاه قرار بر اين باشد كه حكام و واليان ايالات به ساز اجنبى برقصند ديگر بايد دور دولت مركزى را قلم كشيد . واتسون مؤلف تاريخ قاجار در صفحه 382 و 384 از قول امير نوشته است : « فعلا اين اقدام منافى مقام و حيثيت دولت ايران مىباشد و حكومت ايران بهيچوجه راضى نيست از اين طريق به اغتشاش خاتمه دهد و براى ايران بهتر است كه اهالى مشهد را
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 231 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد مشيرى