قنسول روس كه زودتر اطلاع يافت ، فورا بديوانخانه آمد و گفت بايد حضرت وليعهد را زيارت كنم ، گفتند استراحت كردهاند او نپذيرفت ، ناچار حضرت ولايتعهد را از خواب بيدار كردند و قنسول روس بحضور رفت . اول تعزيت داد و تهنيت سلطنت گفت :
اعليحضرت شهريارى فورا « نصير الملك » را احضار فرمودند و قضيهء هايله را مكشوف داشتند ، فرمودند كه حالا بايد در تدبيرات ملكى كوشيد كه چه بايد كرد و چطور بايد بطهران رفت و دشمنان ملك را بچهسان بايد دفع داد .
« نصير الملك » كه مردى سليم و ساده و شخصى افتاده بود جرئت و تهور و جلادت و رشادتى نداشت ، از اين خبر وحشت اثر متحير مانده طورى عجز و اضطراب از او ظاهر شد كه خاطر مهر مظاهر همايونى را انقلاب دست داد .
اعليحضرت سلطانى « ميرزا تقى خان وزير نظام » را فرمودند تا حاضر آوردند در اين فقرات چون اطلاع يافت ، در نهايت پردلى و قوت قلب كه خاصهء اهل هنر است از روى اطمينان با هزارهزار لاف و گزاف عرض كرد اينها نقلى ندارد .
« فردا افواج آذربايجان را تا قبل از انتشار اين خبر حاضر كرده قورخانه و توپخانه را مهيا خواهم ساخت و فورا طرف طهران روانه خواهيم شد و در بين راه پياده و سواره و ساير عساكر بما ملحق خواهند شد . »
هامش
اطمينان كامل معروض ميدارم كه آرامش عمومى به كلى برقرار گرديد و دكاكين باز شده است و افراد نظامى نقاط مهم شهر را اشغال و مراقب اوضاع مىباشند و نيز والى ارزنة الروم قول داده است در اسرع اوقات به اين جريان رسيدگى كرده و اشخاص گمراهى كه در اين جريان دست داشتهاند ، شديدا مجازات نمايد و پاشا دستور داده است كه مراقبت نمايند تا هيچگونه خبر و نامه بوسيله افراد عادى به ايران فرستاده نشود و از اشاعهء اين خبر در ميان مردم بهر نحوى شده جلوگيرى نمايند تا اينكه نامههاى ما به تبريز و طهران برسد تا از جريان واقعى امر بطور صحيح مستحضر شوند .
با تقديم احترامات . كلنل ويليامز »
نقل از شمارهء 29 سال 25 مجلهء خواندنيها ، از سلسله مقالات آقاى . « على مشيرى » فرستاده از لندن .