تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
احوالش شد . عرض كرد فعلا در ميدان اردوى شما است . حركت كردند در ميان اردو . پاى يك چادرى حضرت موسى ديد يك ميمونى آنجاست ، گوشش مثل گوش آدمىزاد است . عرض كرد اين همان شاگرد شماست . عنتر شروع كرد تبصبص كردن و التماس كردن . حضرت موسى عرض كرد : بارپروردگارا ، چه مىشد از تقصير اين عالم مىگذشتى . خطاب رسيد ، اى موسى ، اگر تمام مقربان درگاه من در حق اين مرد شفاعت كنند من از تقصيرش نخواهم گذشت به جهت آنكه من علم به او دادم كه بندگان مرا هدايت كند و او باعث ضلالت و گمراهى بندگان من شد . حالا آقا جانم ، اين چند آيه و حديث را براى شما عرض كردم كه معرفت شما زياد شود و گمان نكنيد كه هركس به صورت اهل علم است احترام دارد . بلكه بايد به سيرت اهل علم باشد . مطلب ديگر كه امروز بسيار مناسب است براى شما عرض كنم اين اتحاديست كه الحمد للّه رب العالمين در ميان افراد ملت و تمامى انجمنهاى ملى با شخص مقدس اعليحضرت همايونى حاصل شده است . لازم است خدمت شماها عرض كنم كه اين ائتلاف و اتحاد دواى آخرى اين مملكت است به اين معنى كه در نزد تمام عقلاى ايران واضح و روشن است كه مثل امروزى مملكت ما مثل يك كشتى است كه چهار موجه شده باشد و از چهار طرف آب داخل اين كشتى بشود . حالا تكليف اشخاصى كه در اين كشتى هستند چيست ؟ معلوم است جز اين نيست كه تماما بدون ملاحظه من و تو از آن كاپيتان و ناخداها ، آن آتش روشن كن ، و تمام عملجات و مسافرين بدون استثنا پشت‌به‌پشت هم بدهند و با تمام قوهء خودشان شروع كنند متصل آب را از كشتى بيرون كنند . معلوم است در چنين وقتى اگر اجزاى كشتى خواسته باشند بر ضد رئيس خود حركت كنند ، يا رئيس بر ضد عملجات حركت كند مآل كار كشتى و تمام ساكنين كشتى غرق شدن است . پس آقايان من ، اگر مرا خيرخواه خود مىدانيد بعضى حرفها را كنار بگذاريد و فريب بعضى مردمان مغرض مفسد را نخوريد ، و از صميم قلب با پادشاه خودتان متحد و موافق بشويد ، و زبانهاى خودتان را در خلاء و ملاء از بعضى كلمات زشت نگاه بداريد . همچنان استدعا مىكنم كه آقايان ارباب جرايد هم قلمهاى خودشان را حفظ كنند ، و تمام از اين رشته صحبت و بدان عنان قلم را به طرف محبت و مودت و اتحاد و ائتلاف منعطف بدارند . اميدوارم كه قلب مبارك پادشاه هم از اين پس با ملت خود از در محبت و پدرى بوده باشد و جز به نظر فرزندى به طرف ملت ايران نظر نداشته باشد ، و يقين بداند كه سلطنت فرع ملت است . وقتى او شاه است كه ملتى داشته باشد و مملكتى در جاى باشد .
رعيت چه بيخ است و سلطان درخت * درخت اى برادر به بيخ است سخت
مكن تا توانى دل خلق ريش * و گر ميكنى ميكنى بيخ خويش
يك مطلب را هم بايد تمام ملت متذكر باشند و آن مطلب تشكر زحمات حضرت مستطاب اشرف آقاى عضد الملك مد ظله العالى است كه الحق و الانصاف اين وجود محترم و اين شخص بزرگوار اگرچه از ابتداى امر زحمات بسيار متحمل شده‌اند مخصوصا آن‌وقتى كه حجج اسلام و علماى اعلام به طرف حضرت معصومه سلام اللّه عليها هجرت كردند هركس در آن سفر همراه بود مىداند كه اين وجود مقدس چه زحماتى كشيد تا اسباب اصلاح را فراهم نمود .