تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
گويند ابو سعيد خرّاز را پسرى بود فرمان يافت ، او را در خواب ديد « 1 » گفت اى پسر « 2 » مرا وصيّتى كن گفت [ اى پدر « 3 » ] با خداى معامله مكن به بددلى « 4 » گفتم زيادت كن « 5 » گفت [ ميان ] خود و ميان خداى تعالى پيراهن در ميان « 6 » مكن [ گفت بعد از آن « 3 » ] سى سال پيراهن نپوشيدم . گويند كسى بود دعا كرد كه يا رب آنچه « 7 » ترا زيان ندارد و ما را [ از آن ] منفعت بود از ما بازمدار ، بخواب ديد كه [ وى را ] گفتند آن چيز كه ترا زيان دارد و بكارت نيايد دست بدار « 8 » . حكايت كنند از ابو الفضل اصفهانى « 9 » كه گفت رسول را صلّى اللّه عليه [ و سلّم « 3 » ] بخواب ديدم گفتم يا رسول اللّه از خداى [ تعالى « 3 » ] بخواه تا ايمان [ از ] من بازنگيرد « 10 » گفت آن چيزى است كى ازين پرداخته‌اند « 11 » . [ حكايت كنند از ابو سعيد خرّاز كه او گفت ابليس را در خواب ديدم ، عصا برگرفتم كه او را بزنم مرا گفت « 12 » من از عصاى شما نترسم ، من از نور دل شما ترسم .
هامش
( 1 ) - مب : پسرى بمرد بخواب ديد او را . ( 2 ) - مب : يا پسر . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : معاملت با خداى به بددلى مكن . ( 5 ) - مب : گفت يا پسر بيفزاى گفت يا پدر خداى را مخالفت مكن بدانچ ترا بدان مطالبت كند گفتم بيفزاى . مطابق متن عربى است . ( 6 ) - مب : ميان خويش و خداى دو پيراهن . اصل : مطابق متن عربى است . ( 7 ) - مب : يكى بود در دعا گفتى يا رب چيزى كى . ( 8 ) - مب : و سود ندارد بگذار . ( 9 ) - مب : از ابو الفضل اصفاهانى حكايت كنند . ( 10 ) - مب : بازنستاند . ( 11 ) - مب : اين چيزى است كه حق تعالى از آن فارغ شده است . اصل : بمتن عربى نزديك‌تر است . ( 12 ) - متن عربى : فقيل لى . مرا گفتند .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 720 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر