تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
مىراند ، اشتر بيفتاد و بمرد و مرد و پالان را بيفكند « 1 » من مىرفتم بازنگرستم اعرابى مىگفت يا مسبّب كلّ سبب و يا مأمول من طلب ردّ علىّ ما ذهب يحمل الرحل و القتب ، اشتر برپاىخاست و مرد برنشست و برفت « 2 » ] . شبل « 3 » [ مروزى « 2 » ] گويد وقتى مرا آرزوى گوشت كرد ، به نيم درم گوشت خريدم ، در راه كه به خانه رفتم زغنى درآمد و از دست خادم بر بود « 4 » ، شبل « 5 » در مسجد [ ى ] شد نماز مىكرد [ تا به شبانگاه « 2 » ] چون باز خانه آمد زن او بيامد ، گوشت پيش او آورد گفت اين از كجا آوردى « 6 » [ زن ] گفت دو زغن در هوا با يكديگر جنگ مىكردند اين از [ ميان « 2 » ] ايشان بيفتاد ، شبل گفت شكر آن خداى را كه « 7 » شبل را فراموش نكرد و اگرچه شبل او را « 8 » فراموش مىكند « 9 » . گويند بو عبيد بسرى وقتى به غزا رفته بود با لشگرى چون بروم رسيد اسبى كه در زير او بود بيفتاد و بمرد گفت خداوندا اين را به عاريت بما ده تا باز وطن خويش رويم ، بسر ، چون اين بگفت اسب برخاست و برنشست و چون از غزا فارغ شد و
هامش
( 1 ) - متن عربى : و وقع الرحل و القتب : و بار و پالان شتر بيفتاد . مترجم « رحل » را كه بحاء حطى و بدون نقطه است « رجل » به جيم حرف سوم ابجد خوانده و سهوى عظيم كرده است . ( 2 ) - مب : آنچه ميان [ ] است ندارد . ( 3 ) - اصل : شبلى : مطابق متن عربى اصلاح شد . ( 4 ) - مب : گويند روزى گوشت آرزو كرد نيم درم گوشت خريد زغنى از وى بربود . مطابق متن عربى است . ( 5 ) - مب : مانند اصل : شبلى . در تمام موارد مطابق متن عربى اصلاح شد . ( 6 ) - مب : چون با خانه شد زنش گوشت پخته بود گفت اين از كجاست . ( 7 ) - مب : الحمد للّه كى خداى . ( 8 ) - مب : وى را . ( 9 ) - مب : كرد .