تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
بودايى رسيدم ، اين ديدم چون چراغ مىتافت ، اين برداشتم گفتم حال تو چگونه بود اندر آن‌وقت كه در آن وادى شدى گفت وقت فترت بود از آنچه من اندرو بودم پيش از آن . ابو يزيد را گفتند فلان كس به شبى به مكّه شود گفت ابليس به ساعتى از مشرق به مغرب شود و اندر لعنت خدايست . [ گفتند « 1 » ] فلان‌كس بر آب مىرود [ و در هوا مىپرد « 1 » ] گفت [ ماهى نيز « 2 » ] بر آب مىرود و مرغ در هوا مىپرد « 3 » ] . ابن سالم گويد از پدر خويش شنيدم كه مردى بود ، در صحبت سهل عبد اللّه ، عبد الرّحمن بن احمد نام داشت « 4 » ، روزى سهل [ عبد اللّه « 3 » ] [ را ] گفت كه وقت مىباشد كه وضو [ ئى « 3 » ] كنم [ براى « 3 » ] نماز را اندكى [ آب ] از اعضاء من جدا مىشود همچون سبيكه‌هاى زر و سيم ، بر زمين مىآيد « 5 » سهل گفت كه [ تو ندانى ] كودكان چون بگريند ايشان را چيزى در پيش نهند « 6 » تا بدان مشغول شوند [ و بازى كنند « 3 » ] . سهل عبد اللّه گويد فاضل‌ترين كرامتهاى تو آنست كه خوى مذموم بدل كنى بخوى محمود « 7 » . جنيد حكايت كند « 8 » كه روزى در نزديك سرى شدم ، سرى گفت گنجشگى
هامش
( 1 ) - اصل : ندارد . از روى متن عربى افزوده شد . ( 2 ) - اصل : ندارد . از روى متن عربى اضافه شد . ( 3 ) - آنچه ميان [ ] است ، مب : ندارد . ( 4 ) - مب : عبد اللّه بن احمد صحبت سهل عبد اللّه كردى . اصل : درست است . ( 5 ) - مب : آب كى از دست من مىرود قضبان زر و سيم بود . ( 6 ) - مب : خشخاش بدست ايشان دهند . مطابق متن عربى است . ( 7 ) - مب : بزرگترين كرامتى آنست كى خلق نكوهيدهء از اخلاق خويش بدل كنى بخلق پسنديده . اين روايت در « مب » و متن عربى قبل از روايت سابق ذكر شده است . ( 8 ) - مب : گويد .