فصل : اگر گويند خوف [ و بيم ] از ولى « 1 » بيفتد گوئيم غالب حال بزرگان « 2 » خوف بوده است و آنچه پيش ازين گفتيم در نادر ، ممتنع نيست « 3 » .
و سرى سقطى مىگويد اگر [ كسى ] در بوستان شود كه اندرو درختها « 4 » بسيار بود و بر هر درختى مرغى باشد همه به زبانى فصيح گويند « 5 » السّلام عليك يا ولىّ اللّه اگر نترسد كه آن مكر است آن مرد ممكور بود و مانند اين حكايتها « 6 » بسيار است [ ايشان را « 7 » ] .
فصل : اگر گويند روا بود كه اندر دنيا ، امروز خداى را ببيند جهت كرامت « 8 » جواب آنست كه گوئى قوىترين آنست كه اين روا نبود زيرا كه اجماع برين است « 9 » .
و از استاد امام ابو بكر فورك [ رحمه اللّه « 7 » ] شنيدم [ كه ] حكايت كرد از [ امام اعظم « 7 » ] ابو الحسن اشعرى [ رضى اللّه عنه « 7 » ] كه او را اندرين دو قول است « 10 » اندر كتاب رؤية الكبير .
فصل : اگر گويند روا بود كه ولى [ در حال ولى « 7 » ] بود پس عاقبت او
هامش
( 1 ) - مب : از اوليا .
( 2 ) - مب : جواب آنست كى غالب بر بزرگان .
( 3 ) - اصل : چنانك از پيش برفت . خلاف متن عربى است .
( 4 ) - مب : درخت .
( 5 ) - مب : و وى را به زبان فصيح مىگويد .
( 6 ) - مب : و اين و امثال اين در حكايات .
( 7 ) - مب : ندارد .
( 8 ) - مب : روا بود ديدار خداى امروز بر سبيل كرامت .
( 9 ) - مب : كى نشايد بحصول اجماع بر آن .
( 10 ) - مب : كى دو قول گفته است درين .