[ و آنك « 1 » ] ابو يزيد بسطامى را پرسيدند ازين مسئله گفت [ مثل « 1 » ] آنچه انبياء [ عليهم السّلام « 1 » ] دادهاند « 2 » چون مثل خيكى انگبين است آن مقدار كه از وى بيرون چكد قطرهء بود و آن قطره « 3 » مثل كرامات [ جمله « 1 » ] اوليا بود « 4 » و آنچه در مشك « 5 » است مثل آنك « 6 » پيغمبر ما را بود صلّى اللّه عليه [ و سلّم « 1 » ] .
فصل : پس اين كرامات باشد « 7 » كه اجابت دعايى بود و بود كه طعامى پديد آيد بوقت فاقت بى [ آنك « 1 » ] سببى [ بود ظاهر « 1 » ] يا بوقت تشنگى ، آب پديدار « 8 » آيد يا مسافتى دور بود آسان گردانند بريدن آن ، به مدّتى نزديك « 9 » يا از دشمنى برهد يا از هاتفى آوازى يا خطابى « 10 » شنود ، يا آنچه بدين ماند از چيزها كه « 11 » نقض عادت بود .
و بدانك بسيارست از مقدورات « 12 » كه امروز بقطع دانيم كه [ آن « 1 » ] نشايد كه كرامات اوليا بود و آن به ضرورت توان دانست يا مانند ضرورت يكى از آن آنكه « 13 » مردى پديد آيد كه او را مادر و پدر نبود يا جمادى بهيمهء گردد يا
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : حاصل شده است .
( 3 ) - مب : كى قطرات از آن تراود آن قطرات .
( 4 ) - مب : اولياست .
( 5 ) - مب : خيك .
( 6 ) - مب : آنچ .
( 7 ) - مب : بود .
( 8 ) - مب : آبى پديد .
( 9 ) - مب : دور نزديك شود .
( 10 ) - مب : خلاص يابد يا خطاب هاتفى .
( 11 ) - مب : مانند اين چيزها بود از كارهاى نقض .
( 12 ) - مب : بسيار مقدورات است .
( 13 ) - مب : و به ضرورت يا شه ضرورت دانيم از يكى از آنك .