و بدانك اصل بزرگترين كرامت اوليا يكى دوام توفيق است بر طاعات و عصمت از معصيتها و مخالفتها .
و آنچه در قرآن مجيد گواهى دهد بر اظهار كرامات « 1 » كه اوليا راست حق تعالى همىگويد اندر صفت مريم « 2 » عليها السّلام [ كه وى نه پيغمبر بود و نه رسول هرگاه كه زكريّا ] نزديك او شدى ، طعام بودى پيش او « 3 » ، [ و چنين گويند تابستان ميوهء زمستانى بودى و زمستان ميوهء تابستانى بودى زكريّا « 4 » ] گفتى اين از كجا ، مريم گفتى از نزديك خداى تعالى « 5 » و ديگر جاى « 6 » مريم را گفت و هزّى اليك بجذع النّخلة تساقط عليك رطبا جنيّا . و اين آنوقت بود كه رطب نبود « 7 » .
و همچنين قصّهء اصحاب الكهف و عجائبها كه ظاهر شد برايشان « 8 » از سخن
هامش
( 1 ) - مب : اگر گويند غالب بر وى چه بود در حال صحو وى جواب گوييم صدق وى در اداء حق پس رفق و شفقت وى بر خلق در جمله احوال پس انبساط رحمتش كافهء خلق را پس دوام تحمل ازيشان به نيكويى خلق و از خداى تعالى نيكوى خواستن ايشان را بىهمت ايشان و همت در نجات خلق بستن و انتقام دست به داشتن و حقد و كين از خلق در دل ناداشتن با كوتاهى دست از مال ايشان به داشتن و زبان نگهداشتن در حق ايشان به بد گفتن و مساوى ايشان ناديدن و آنك خصم كسى نبود در دنيا و آخرت و بدانك بزرگترين كرامات كى اوليا را بود دوام توفيق طاعت است و عصمت از معاصى و مخالفت و آنچ از قرآن دليل است بر جواز كرامت .
( 2 ) - مب : قول وى است سبحانه و تعالى در قصهء مريم .
( 3 ) - مب : پيش او درشدى در محراب طعام يافتى نزديك وى .
( 4 ) - مب : ندارد .
( 5 ) - مب : يا مريم انى لك هذا قالت هو من عند اللّه .
( 6 ) - مب : و آنك حق تعالى .
( 7 ) - مب : و گفت درخت بجنبان تا رطب پيش تو افتد و اين نه در وقت رطب بود .
( 8 ) - مب : و آن عجايب كى در آنوقت پديد آمد .