تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 70

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٧٠
او بيشتر بر نقل و روايت است ، در بعضى از موارد نيز كه حديثى يا سخنى به نظر او محتاج تأويل است ، عقيدهء خود را بيان مىكند و باقتضاى مقام توضيحى مىافزايد ، كلّيّهء اين روايات با سلسلهء سند كه در آن عهد يكى از طرق اثبات و صحّت مطلب است مذكور مىشود ، در حكايات مشايخ نيز اين روش حتّى الامكان رعايت شده است . عدد كسانى كه قشيرى از آنها روايت يا حكايتى آورده به 587 تن بالغ مىگردد ولى پس از حضرت رسول اكرم ( ص ) روايات جنيد در درجهء نخستين و سخنان ابو على دقّاق حائز مرتبهء دومين است ، در ميانهء اين ابواب ، باب چهل و هشتم و چهل و نهم و پنجاهم كه در معرفت و محبّت و شوق است لطف و ظرافتى خاص دارد و باب پنجاه و يكم و پنجاه و پنجم از آن جهت كه وظائف مريد و مراد را تعيين مىكند بىاندازه مهمّ است و از آنجا مىتوان دانست كه خانقاه چگونه مردم را تربيت مىكرده و چه امورى بر عهدهء مريد و چه نكاتى در عهدهء رعايت مراد بوده است . باب پنجاه و سوم و پنجاه و چهارم در اثبات كرامات اوليا و خوابهاى صوفيان و نيز باب چهل و هفتم كه در ذكر احوال صوفيان است بوقت مردن ، متضمّن حكايات شگفت‌انگيز و غير منطقى و ناموجّه است ولى قشيرى را مىتوان معذور داشت زيرا اوّلا او اشعرى مذهب بوده و بمذهب وى ترتّب معلول بر علّت غير ضرورى و تخلّف معلول از علّت رواست و عالم و نظام حوادث و علل و اسباب ، مقهور تصرّف حق و اولياى اوست و هرچه معتزليان و فيلسوفان محال و ناممكن مىشمارند پنداريست بر ساخته و بر بافتهء اوهام و بنابراين آنچه درين ابواب ذكر شده از نوع كرامات است و هيچ اشكالى بر آن متوجّه نيست ثانيا او در عصرى جز عصر ما مىزيست ، در روزگار او هر مطلبى كه عدول و ثقات روايت مىكردند باوركردنى بود و مستند صحّت جز نقل و روايت نبود و اكثريّت بر همين روش تكيه داشتند و اگر هوشمندان و زيركانى از امثال رازى و ابو على و فارابى و خيّام پيدا مىشدند عقيده و نظر آنها جز پيش معدودى از خواص مطلوب واقع نمىگشت . قشيرى هم