تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
نماند الّا كه بوجد او خوش‌دل شود و هيچ مبطل بنماند كه نه مستوحش شود ازو « 1 » ] بندار بن الحسين گويد سماع بر سه گونه باشد ، سماعى ، بطبع و سماعى ، به حال و سماعى ، به حق « 2 » . آنك بطبع شنود خاص و عام اندر آن يكى « 3 » باشند كه سرشت بشريّت « 4 » بر آنست كه آواز خوش دوست دارد « 5 » و آنك به حال شنود [ او « 1 » ] تامّل مىكند و مىنگرد و آنچه برو درآيد از عتاب يا خطاب يا وصل يا هجر يا نزديكى يا دورى يا تأسّفى بر چيزى كه [ از وى در ] گذشته باشد [ يا تشنگى بدانك خواهد بودن « 1 » ] يا وفا بعهدى يا وعدهء بجاى آوردن يا عهدى بشكستن « 6 » يا [ بىآرامى « 1 » و ] آرزومندى يابيم « 7 » فراقى يا شادى « 8 » وصالى و آنچه بدين ماند و آنچه به حق شنود به خداى ، سماع كند « 9 » و خداى را [ شنود ] و اين حالها صفت او نباشد كه بعلّتها آميخته باشد « 10 » و بحظّ بشريّت ، سماع ايشان از آنجا بود كه صفت « 11 » توحيد است سماعى بود به حق نه بحظّ . و گفته‌اند اهل سماع بر سه گونه « 12 » باشند ، خداوندان حقيقت باشند ، ايشان
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - مب : بر سه وجه است گروهى بطبع شنوند و گروهى به حال و گروهى به حق . ( 3 ) - مب : و عام را در آن يكسان . ( 4 ) - مب : و جبلت آدمى . ( 5 ) - مب : دارند . ( 6 ) - مب : يا شكستگى عهدى . ( 7 ) - مب : خوف . ( 8 ) - مب : فرح . ( 9 ) - مب : و اما آنچ به حق بود به خداى شنود . ( 10 ) - مب : وى بدين احوال متصف نبود كى با حظوظ بشريت آميخته بود . ( 11 ) - مب : ايشان از آنجا شنود كى صفاء . ( 12 ) - مب : بر سه طبقه .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 607 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر