هذا فراق بينى و بينك .
انس [ بن ] مالك گويد رضى اللّه عنه كه پيغامبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم كه هيچ برنا نبود كه پيرى را گرامى دارد « 1 » الّا كه خداى تعالى [ كس « 2 » ] فرا كند تا گرامى گرداند او را بوقت پيرى او « 3 » .
از استاد ابو على شنيدم [ رحمه اللّه ] كه گفت [ ابتداء همه فرقتها مخالفت بود « 4 » ] يعنى كه هركه خلاف شيخ « 5 » خويش كند بر طريقت [ او « 2 » ] بنماند و علاقه ميان ايشان بريده گردد و اگرچه « 6 » در يك بقعه باشند [ و ] هركه صحبت پيرى كند [ از پيران « 2 » ] پس بدل اعتراض كند برو ، عقد « 7 » صحبت بشكست و توبه بر وى واجب شد باز آنك گفته [ اند ] [ پيران « 2 » ] كه عقوق استادان را توبه نباشد .
از شيخ بو عبد الرّحمن سلمى « 8 » شنيدم [ كه ] گفت بوقت استاد امام ابو سهل صعلوكى بمرو شدم او را بامداد روز آدينه مجلس دور قرآن بودى و ختم « 9 » ، چون
هامش
( 1 ) - مب : هيچ جوان نبود كى پيرى را نگه دارد و گرامى كند حق پيرى وى را .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : تا وى را گرامى كند در وقت پيرى وى .
( 4 ) - مب : ندارد . متن عربى نسخهء بغداد : بذر كل فرقة المخالفة . تخم جدايى مخالفت است چاپ مصر ، شرح زكريا . بدء كل فرقة .
( 5 ) - مب : مخالفت پير .
( 6 ) - مب : و علاقت ايشان بريده گشت هرچند كى .
( 7 ) - مب : بدل بر وى اعتراض كند عهد .
( 8 ) - اصل : استاد عبد الرحمن .
( 9 ) - مب : روز آدينه او را مجلس بودى در دور قرآن .