تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
كرد « 1 » در قبّهء سليمان [ عليه السّلام وى را ] اجابت نكرد « 2 » [ ابن خطّاف او را ] گفت خويشتن [ را ] از من كشيده مىدارى كه اگر « 3 » خواهم اين قبّه بر سليمان افكنم سليمان عليه السّلام او را « 4 » بخواند و گفت چه آورد ترا بدين گفتار « 5 » و اين دليرى چرا « 6 » كردى [ مرغ ] گفت يا نبىّ اللّه هرچه عاشقان گويند بريشان نگيرند گفت راست گوئى او را عفو كرد « 7 » .
هامش
( 1 ) - مب : خطافى ديگرى از جنس خويش به خويشتن خواند . ( 2 ) - مب : نمىكرد . ( 3 ) - مب : و اگر من . ( 4 ) - مب : اين بشنيد وى را . ( 5 ) - مب : چگونه گفتى . ( 6 ) - مب : چگونه . ( 7 ) - مب : عاشقان را بقول ايشان نگيرند گفت راست گفتى و ازو درگذرانيد .