تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
شبلى گويد عارف به غير ازو « 1 » ننگرد و سخن غير او « 2 » نشنود و خويشتن را جز از وى نگهبان « 3 » نبيند . [ و گويند عارف انس گرفت بذكر خداى تعالى و از خلق مستوحش شد ، نياز به خداى تعالى برد و از خلق بىنياز شد و خداوند را تواضع نمود تا در ميان خلق عزيز شد « 4 » ] . [ بو طيّب سامرّى گويد معرفت بر آمدن حق است بر اسرار به مواصلت پيوستگى انوار « 5 » ] . ابو سليمان دارانى گويد كه عارف را اندر بستر فتوحها بود كه اندر نماز وى را آن نبود « 6 » . جنيد گويد عارف آنست كه حق از سرّ او « 7 » سخن گويد و وى خاموش بود « 8 » رويم گويد رياء عارفان فاضل‌تر از اخلاص مريدان .
هامش
( 1 ) - مب : به غير او . ( 2 ) - مب : جز از وى . متن عربى : و لا لكلام غيره لافظا : و سخن غير او بر زبان نيارد . هر دو ترجمه غلط است . ( 3 ) - مب : نگهدار . ( 4 ) - مب : ندارد . ( 5 ) - متن عربى اضافه دارد : العارف فوق ما يقول و العالم دون ما يقول . عارف برتر از آنست كه مىگويد و عالم فروتر از آنست كه مىگويد . ( 6 ) - مب : خداى عز و جلّ عارف را بر فراش آن دهد كى در نمازش دهد . ( ظ : ندهد ) . ( 7 ) - مب : از اسرار وى . ( 8 ) - مب : باشد . متن عربى اضافه دارد : و قال ذو النون لكل شىء عقوبة و عقوبة العارف انقطاعه عن ذكر اللّه . ذو النون گفت هر چيز را عقوبتى است و عقوبت عارف آنست كه از ذكر خداى تعالى بازماند .