تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
عبد اللّه مبارك گفت ما به اندكى از ادب محتاج‌تريم از آنك « 1 » به بسيارى علم . وليد بن عتبه گويد عبد اللّه مبارك گفت اكنون ادب طلب مىكنيم « 2 » كه مؤدّبان برفتند . و گفته‌اند سه چيز است كه مرد باز آن غريب نباشد ، هرجا كه باشد ، از اهل فساد دور بودن و ادب نگاه داشتن و رنج خويشتن « 3 » از مردمان بازداشتن . چون ابو حفص ببغداد شد « 4 » جنيد او را گفت شاگردان را ادب سلطانان « 5 » آموختهء ابو حفص گفت ادب نيكو بر ظاهر « 6 » ، عنوان ادب نيكو بود اندر باطن « 7 » . از منصور بن خلف « 8 » شنيدم [ كه ] گفت كسى را گفتند اى بىادب گفت [ من ] بىادب نباشم گفتند ترا ادب كه كرد گفت صوفيان « 9 » . ابو نصر سرّاج طوسى گفت « 10 » مردمان اندر ادب بر سه طبقه‌اند ، اهل دنيا بيشترين « 11 » آداب ايشان اندر فصاحت و بلاغت بود و نگاه داشتن علمها « 12 » و سمرهاء
هامش
( 1 ) - مب : محتاج‌تر از آنيم كى . ( 2 ) - مب : ادب اكنون مىطلبيم . ( 3 ) - مب : خويش . ( 4 ) - مب : آمد . ( 5 ) - مب : سلطانى . ( 6 ) - مب : به ظاهر . ( 7 ) - متن عربى اضافه دارد : و عن عبد اللّه بن مبارك انه قال الادب للعارف كالتوبة للمستأنف . و از عبد اللّه مبارك آورده‌اند كه گفت ادب براى عارف مانند توبه است نومريد را . ( 8 ) - مب : منصور مغربى . متن عربى : منصور بن خلف المغربى . ( 9 ) - مب : ادب ترا كى آموخت گفت صوفيان آموختند . ( 10 ) - مب : گويد . ( 11 ) - مب : بيشتر . ( 12 ) - مب : و نگه‌داشتن علوم .