تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
جنيد گويد چون محبّت درست گردد شرط ادب بيفتد . ابو عثمان گويد چون محبّت درست گردد ملازمت ادب بر دوست مؤكّد گردد « 1 » . نورى گويد هركه ادب وقت بجاى نيارد وقت او مقت بود . ذو النّون گويد چون مريد از استعمال ادب بيرون آيد از آنجا كه آمد با هم آنجا شود « 2 » . از استاد ابو على [ دقّاق ] شنيدم [ رحمه اللّه « 3 » ] اندر قول خداى عزّ و جلّ « 4 » و ايّوب اذ نادى ربّه انّى مسّنى الضّر و انت ارحم الرّاحمين نگفت ارحمنى ادب خطاب بجاى آورد « 5 » و عيسى عليه السّلام همچنين گفت ان تعذّبهم فانّهم عبادك و ديگر گفت ان كنت قلته فقد علمته [ و چون خداوند تعالى باز او گويد تو گفتى مردمان را ، مادرم را به خداى گيريد ، ادب خطاب نگه داشت نگفت كه نگفتم « 3 » ] [ و گفت ] اگر گفتم تو دانى « 6 » . جنيد گويد يكى از صالحان « 7 » نزديك من آمد ، روز آدينه و گفت درويشى [ را ] با من بفرست تا مرا شاد كند و به خانهء من چيزى خورد ، بازنگرستم ، درويشى را ديدم ، فاقه اندرو اثر كرده « 8 » اشارت كردم ، فراز آمد گفتم با اين شيخ برو و وى را شاد
هامش
( 1 ) - مب : شود . ( 2 ) - مب : با آنجا شود كى آمده بود . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : تعالى آنجا كى گفت . ( 5 ) - مب : نگه داشت . ( 6 ) - مب : و نگفت كى نگفتم رعايت ادب حضور را . ( 7 ) - مب : از صالحان يكى . ( 8 ) - مب : كى فاقه در وى اثر كرده بود .