چيزى كند [ كه « 1 » ] برو حرامست .
استاد امام رحمه اللّه گويد غيرت [ كراهيت « 1 » ] مشاركتست با غير و چون خداى را عزّ و علا به غيرت وصف « 2 » كنى معنى آن بود كه مشاركت غير با او رضا ندهد « 3 » در آنچه حقّ اوست از طاعت بنده .
از سرى حكايت كنند كه پيش [ وى ] اين آية برخواندند و اذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الّذين لا يؤمنون بالآخرة حجابا مستورا .
سرى اصحاب را گفت دانيد كه اين حجاب چيست « 4 » اين حجاب غيرت است و هيچكس نيست غيورتر از خداى تعالى و معنى آنك گفت حجاب غيرتست آنست كه كافران را اهل نكرد معرفت صدق دين را « 5 » .
استاد ابو على گفت « 6 » آنك كاهلى كند اندر عبادت « 7 » ايشان آنانند كه « 8 » لنگر خذلان بر پاى ايشان باز بسته است ، دورى ايشان را « 9 » اختيار كرد و از محلّ قرب بازپس آورد [ و از اين بازپس آمدند « 1 » ]
و اندرين معنى گفتهاند .
شعر :
انا صبّ لمن « 10 » هويت و لكن * ما احتيالى بسوء رأى الموالى
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : صفت .
( 3 ) - مب : كى رضا ندهد به مشاركت با وى .
( 4 ) - اصل : كه حجابست .
( 5 ) - مب : اهل معرفت صدق دين نكرد .
( 6 ) - مب : از استاد ابو على شنيدم گفت . اصل : مطابق متن عربى است .
( 7 ) - مب : در عبادت خداى تعالى .
( 8 ) - مب : ايشاناند .
( 9 ) - مب : و دورى ايشان .
( 10 ) - مب : به من .