استاد امام [ رحمه اللّه « 1 » ] گويد در پيش استاد ابو على دقّاق [ رحمه اللّه ] بودم « 2 » حديث شيخ ابو عبد الرحمن [ سلمى ] مىرفت كه او اندر سماع به موافقت درويشان بايستد استاد ابو على گفت مثل او ، در حال او « 3 » سكون به دو ، اولىتر بود « 4 » پس هم اندر آن مجلس گفت برخيز و به نزديك او شو و وى اندر كتابخانه نشسته است و بر روى كتابها ، مجلّدى سرخ [ پشت ] چهار سوى نهادست ، اشعار حسين منصورست در آنجا ، آن كتاب بياور و [ بازو « 1 » ] هيچ مگو ، وقت گرمگاه « 5 » بود من اندر شدم وى اندر كتابخانه بود و آن مجلّد « 6 » همچنان كه او گفت نهاده بود « 7 » چون من بنشستم شيخ ابو عبد الرّحمن در سخن « 8 » آمد گفت بعضى از مردمان انكار مىكنند « 9 » بر كسى از علماء كه حركت در سماع مىكند « 10 » ، مروى را روزى در خانه خالى ديدند و او مىگشت « 11 » [ چون متواجدى « 1 » ] ، پرسيدند او را ، از حال او « 12 » گفت مسئلهء مشكل بود مرا ، معنى آن بدانستم [ از شادى « 1 » ] خويشتن را [ فرونتوانستمداشت « 1 » ] [ تا « 1 » ] برخاستم و مىگشتم ، مرا گفت حال ايشان همچنان بود « 13 »
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : شدم . اصل : مطابق متن عربى است .
( 3 ) - مب : در حال مگر .
( 4 ) - مب : بودى .
( 5 ) - مب : گرم كاهكى .
( 6 ) - مب : و آن كتاب .
( 7 ) - مب : گفته بود نهاده .
( 8 ) - مب : فرا سخن .
( 9 ) - مب : انكارى مىكردند .
( 10 ) - مب : از حركت وى در سماع .
( 11 ) - مب : روزى او را ديدند در خانهء خالى و حركتى مىكرد .
( 12 ) - مب : وى را پرسيدند اين چى حركت است .
( 13 ) - مب : وى را گفتند اين چى حالست و جدى باشد . متن عربى : فقيل له مثل هذا يكون حالهم . وى را گفتند حال درويشان چنين باشد . هر دو مترجم اشتباه كردهاند .