تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و گفته‌اند خوف حركت دل بود از هيبت خداى . ابو سليمان گويد دل بايد كه هيچ‌چيز بر وى غلبه نگيرد مگر خوف زيرا كه [ چون ] رجاء بر دل غلبه گيرد دل تباه شود پس گفت [ با مريد خويش احمد ] « 1 » يا احمد پايگاه بلند بخوف يافتند اگر ضايعش كنند وافروآيند « 2 » . واسطى گويد چون حق ظاهر گردد بر اسرار ، آنجا نه خوف ماند و نه رجا و اندرين اشكال است و معنيش آن بود كه چون سرّها پاك شود بشواهد حق و شواهد حق همهء سرّ فراگيرد اندرو هيچ نصيب نبود ذكر مخلوق را « 3 » و خوف و رجاء از آثار بقاء حسّ بود به احكام بشريّت [ و هم واسطى گويد كه خوف و رجا دو مهارند نفس را تا او را از رعونات بازدارند ] . جنيد « 4 » گويد هركه ترسد از چيزى جز خداى و به چيزى اميد دارد جز خداى همه درها بر وى بسته شود و بيم را بر وى مسلّط كنند و اندر هفتاد حجاب پوشيده گردد كه كمترين آن حجابها « 5 » شك بود و شدّت خوف ايشان از فكر ايشان بود اندر عاقبت احوال خويش [ و ] ترسيدن از تغيّر احوال . قال اللّه تعالى و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون . و ديگر جاى گويد قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالا الّذين ضلّ سعيهم فى الحياة الدّنيا و هم يحسبون انّهم يحسنون صنعا . بسيار كسا كه به روزگار [ و ] وقت خويش شاد [ شدند چون حال برگشته است كار برعكس بودست انس به وحشت بدل شده است و حضورش به غيبت ] « 6 » .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - اصل : چون خوف نباشد بدان پايگاه نرسند . مب : بمتن عربى نزديك‌تر است . ( 3 ) - مب : اندر وى هيچ بهر نبود ذكر حدثان را . ( 4 ) - چنين است در « اصل » و « مب » و صحيح حسين است يعنى حسين بن منصور چنان كه در متن عربى و شرح شيخ الاسلام زكريا الانصارى آمده و در شرح گيسو دراز تنها حسين مذكور است و ظاهرا درين هر دو ترجمه ( اصل ، مب ) تصحيفى روى داده است . ( 5 ) - اصل : و كمترين او . ( 6 ) - اصل : شاد است كه به عكس آنست كه مىپندارد بدل كنند بانس وحشت و بحضور غيبت .