تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
رهبت چون بترسد بگريزد « 1 » چون بگريزد پس هواء خود رود چون رهبانان كه متابع هواء خويش باشند چون لگام علم ايشان را باز كشد به حق شرع قيام نمايد آن خشيت باشد « 2 » ] ابو حفص گويد خوف چراغ دل بود آنچه درو بود به دو بتوان ديد از خير و شر . [ استاد ابو على گويد خوف آن بود كه بهانه نسازى خويشتن را بعسى و سوف ، باشد كى چنين بود ، باشد كه چنان بود ] « 2 » . ابو عمرو دمشقى گويد خائف آن بود كه از نفس خويش بيش از آن ترسد كه از شيطان . [ ابن جلا گويد خائف آن بود كه بيم‌ها او را ايمن « 3 » ] گفته‌اند خائف نه آنست كه بگريد و چشم بسترد ، خائف آنست كه از آنچه ترسد كه بدان عذاب كنند دست بدارد « 4 » . فضيل را گفتند چونست كه ما خائفى را نبينيم گفت اگر ترسان بودى اين ترس‌گاران بر شما پوشيده نبودى « 5 » ، خائف را نبيند مگر خائف ، خداوند مصيبت آن خواهد كه خداوند مصيبت را ببيند « 6 » .
هامش
( 1 ) - متن عربى : الخوف على ضربين رهبة و خشية فصاحب الرهبة يلتجئ الى الهرب اذا خاف و صاحب الخشية يلتجئ الى الرب قال رحمه اللّه و رهب و هرب يصح ان يقال هما واحد مثل جذب و جبذ فاذا هرب انجذب فى مقتضى هواه . ترس دو گونه است رهبت است و خشيت ، خداوند رهبت چون بترسد روى در گريز آرد و خداوند خشيت در خدا گريزد و گفت كه رهب و هرب را توان يكى شمردن مانند جذب و جبذ پس چون بگريزد در پى هواى خود رود . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - متن عربى : الخائف من تؤمنه المخوفات . خائف آن بود كه از مخوفات ايمن شده باشد . مب : ندارد . ( 4 ) - اصل : و چشم بمالد خائف آنست كه وى را بر آنچه ترسد كه عذاب كنند دست بدارد . ( 5 ) - مب : اگر تو خائف بودى خايفان را ديدى . ( 6 ) - مب : و ماتم‌زده دوست دارد كه ماتم‌زدگان را بيند . متن عربى : و ان الثكلى هى التى تحب ان ترى الثكلى . و فرزند مرده است كه دوست دارد تا فرزند مرده را بيند .