باب يازدهم در خوف
قال اللّه تعالى يدعون ربّهم خوفا و طمعا « 1 » بو هريره رضى اللّه عنه گويد كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم [ گفت ] اندر دوزخ نشود آنك بگريد از بيم خداى تا آنگه كه آن شير كه از پستان « 2 » بيرون آمده باشد باز پستان شود « 3 » و هرگز دود دوزخ و گرد جهاد اندر بينى بندهء مسلمان گرد نيايد « 4 » .
و انس گويد رضى اللّه عنه كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت اگر شما آن دانيد كه من دانم « 5 » خندهء شما اندك بودى و گريستن بسيار .
و خوف معنيى « 6 » بود كه بمستقبل تعلّق دارد زيرا كه از آن ترسد كه خواهد
هامش
( 1 ) - مب : حديث را به عربى آورده است .
( 2 ) - اصل : تا آنگه كه شير از پستان .
( 3 ) - مب : با پستان نرود .
( 4 ) - مب : در بينى هيچ مسلمان جمع نشود .
( 5 ) - مب : آنچه من دانم بدانيد .
( 6 ) - مب : آنست كه :