تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
از استاد ابو على دقّاق شنيدم رحمة اللّه عليه در معنى خبر پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم انّه ليغان على قلبى حتّى استغفر اللّه فى اليوم سبعين مرّة . پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم دائم اندر بالا بود چون از حالى بحالى شدى برتر از آن پس از آن بىنياز شدى به اضافت باز آنچه رسيده بود « 1 » دائم حال او اندر زيادت بود و مقدورات خداى را از الطاف نهايت نيست . و چون حقّ حق عزّ بود و رسيدن به دو اندر حقيقت محال بود ، بنده دائم اندر زيادة بود و هيچ معنى نبود كى به دو رسد الّا اندر مقدور خداى معنى ديگر بود برتر از آن ، و برين حمل كنند سخن ايشان كه نيكوئى ابرار گناه مقرّبان باشد « 2 » . جنيد را پرسيدند ازين لفظ ، اين بيت « 3 » بگفت . شعر :
طوارق انوار تلوح اذا بدت * فتظهر كتمانا و تخبر عن جمع
و از آن جمله قبض و بسط است ، قبض و بسط دو حال است پس از آنك بنده از حال خوف برگذرد و از حال رجاء ، قبض عارف را هم چنان بود كه خوف مبتدى را و بسط عارف را به منزلت رجا بود مبتدى را و فرق ميان قبض و خوف و
هامش
( 1 ) - متن عربى : انه كان ( ص ) ابدا فى الترقى من احواله فاذا ارتقى من حالة الى حالة اعلى مما كان فيها فربما حصل له ملاحظة الى ما ارتقى عنها فكان يعدها غينا بالاضافة الى ما حصل فيها . همانا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هميشه بحسب حال در ترقى بود و چون از حالتى كه در آن بود بحالتى برتر از آن بر مىشد گاه او را نظرى بحالتى كه از آن برگذشته بود دست مىداد و آن را نسبت بحالى كه در آن بود غين و زنگار دل مىشمرد . مترجم اصل « غين » را « غنى » خوانده است . مب نيز ناقص است . ( 2 ) - مب : حسنات الابرار سيئات المقربين . ( 3 ) - اصل : اين بيت شعر .