تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
مرا اندر شما لطيفهء ماندست كه مراد خويش بيابم از شما گفتم چيست گفت صحبت كودكان . ابو سعيد گويد با صوفيان صحبت كردم و چندانك صحبت كردم هرگز ميان من و ايشان خلاف نبود گفتند چرا گفت همه با ايشان بودم و بر خويشتن بودم . و ازين طائفه بود ابو عبد اللّه محمّد بن اسماعيل المغربى استاد ابراهيم شيبان بود و شاگرد على رزين ، صد و بيست سال عمر وى بود و وفات وى اندر سنهء تسع و تسعين و مأتين بود و كار وى عجب بود و هيچ‌چيز كى دست آدمى فرا آن رسيده بودى نخوردى به چندين سال ، و بن گياه خوردى و چيزهاء كه عادة كرده بود « 1 » . ابو عبد اللّه مغربى گويد فاضل‌ترين وقتها آبادان داشتن وقتست به موافقت . هم او گويد خوارترين مردمان درويشى بود كى با توانگرى مداهنه كند يا او را متواضع باشد [ و عزيزترين خلقان آنست توانگرى « 2 » كه درويشان را متواضع باشد ] « 3 » و حرمت دارد . و از ايشان بود ابو العبّاس احمد بن محمّد مسروق « 4 » از طوس بود و ببغداد نشستى صحبت حارث محاسبى كرده بود . و آن سرىّ سقطى ، وفات او در بغداد بود اندر سنهء تسع و تسعين و مأتين . ابن مسروق گويد كه هركى اندر خواطر دل با خداى مراقبت بجاى آرد ، و خداى « 5 » وى را اندر حركات جوارح معصوم دارد . ابن مسروق گويد تعظيم حرمت مؤمنان از تعظيم حرمت خداى بود « 6 » و بنده
هامش
( 1 ) - مب : چندين سال بيخ گياه خورد و بدان عادت كرده بود . ( 2 ) - ظ : عزيزترين خلقان توانگرى است كه الخ . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : محمد بن مسروق . ( 5 ) - ظ : بجاى آورد خداى . ( 6 ) - مب : تعظيم و حرمت داشت مؤمنان از تعظيم و حرمت .