و اينك ابيات نمونه :
خردمند را نام بد حمزه بيك * سرافراز و با دانش و نام نيك
* * *
مسمّى به كلبعلى از قول باب * جهان حيا ، معدن جود و آب
* * *
سرافراز ايام لطفعلى خان * فتحعلى سپهر بزرگى و شأن
* * *
به او گفت سلطان كه آرى نكوست * بكن آنچه خواهى كه فرمان توست
* * *
چو گشتاسب بشنيد از وى سخن * بلرزيد بر خويش مردى كهن
* * * توجه شود كه در سيستانى كنونى ياى نكره اصلا وجود ندارد و واژه با كسرهاى كه به آخرش اضافه مىشود نكره مىشود ، اينگونه نكره كردن هم در ابيات شجرة الملوك به چشم مىخورد .
مثال :
سر پر ز خشم و دل پر ز كين * نهادند رخ سوى ايرانزمين
و يا :
به فرمانروايى چو سالى بماند * قضا چشمزخم به كارش رساند
قبلا هم اشارهاى كرديم كه در ابيات اين اثر ، در بسيارى جاها به جاى « آن » ، « او » آمده است كه اين هم از ويژگىهاى گويش سيستانى است ، نمونه :
به ايشان چنين گفت او نيك پى * بخواهم كه تاريخ شاهان كى
به جاى : چنين گفت آن نيك پى .
و يا :
در اندك زمانى در او روزگار * شد اولاد ايشان فزون از شمار