آخر واژه از حدّ فاصل آن واژه و كلمهء بعد حذف شده است ، مثل :
نبد جاى آويز خون ريختن * به پيكار با دشمن آويختن
يعنى :
« نبد جاى آويز و خون ريختن »
كسرهء اضافه هم بيشتر به صورت « ى » نشان داده مىشود كه شايد براى نشان دادن تلفظ سيستانى آن در بيان پارسى لفظ قلم باشد ، مثل :
سليمان والانژادش پدر * مهى سيستان خان كسرىگُهر
به جاى : مه سيستان
و جالب اينكه كسرهء اضافه در پايان « سليمان » در مصرع نخست به صورت « ى » نمايانده نشده است .
* * * پيش از آنكه به تأثيرات لهجهء سيستانى بر شعر شجرة الملوك بپردازيم ، مناسب است كه به دو نكته اشاره كنم :
نخست آنكه محلى كه در احياء الملوك به كثرات « جارونك » ناميده شده است ، در شجرة الملوك به كرّات « چاردانگ » آمده است و اين امر نشان مىدهد كه به فاصله يك قرن چه تغييراتى بر جغرافياى جلگهء سيستان عارض شده است و همزمان چه گستگىاى بر حافظهء تاريخى مردم آن به وجود آمده است كه حتى در دستگاه ملوك نيمروز هم « جارونك » ديگر جاى مجهولى بوده است ، مگر آنكه تصور كنيم كه همان « جارونك » به مرور ايّام در تلفّظ عامه « چاردانگ » شده است ، نمونه :
بر او جمع گشتند ، او رزمخواه * سوى حصن چاردانگ برداشت راه
ولى ، آيا سرايندگان شجرة الملوك ، احياء الملوك را نخواندهاند ؟ !
نكتهء ديگر اينكه ، قومى كه هم اينك در سيستان و خراسان و كرمان معروف به نخعىاند و هنوز هم برخىشان پيوستگى قومى خويش را كموبيش از ياد نبردهاند و ما برآنيم كه آنها همان نقيبان معروف سيستاناند كه به مرور نامشان « نقيب » و « نخى » شده است ، در شجرة الملوك ، هم به صورت « نخى » از آنها ياد شده است و هم به صورت