و از نظر فنى بيشترين نقصى كه تقريبا در سراسر شجرة الملوك كموبيش به چشم مىخورد سكتههاى وزنى در ادبيات آن است . گرچه بسيارى از اين سكتهها به سادگى هم مىتوانسته است از وزن ابيات موردنظر رفع شود ، مثلا وقتى شاعر سروده است :
گذارندهء داستان كهن * چنين كرد از اخبار پيشين سخن
براى رفع سكتهء بيت ، خيلى آسان مىتوانسته است مصراع دوم را اينگونه بسرايد :
چنين كرد ز اخبار پيشين سخن
يعنى بجاى « از » ، « ز » به كار ببرد و مرتكب سكته در وزن شعر نشود و بعيد است كه اين كار را نمىكند ، درحالىكه در جايى ديگر براى گريز از ارتكاب سكته ، واژهء « ميرزا » را مخفف كرده « مرزا » مىسرايد :
به مرزا ابا بكر فرمود شاه * كه فرزند او بود و صاحبكلاه
با توجّه به مورد اخير مىتوان گمان برد كه برخى از سكتهها در ابيات اين اثر ، ناشى از تصرّفات كاتبان و نسخهبرداران باشد ، اما با همهء اين امّاها و اگرها وجود سكتههاى وزنى نهچندان اندكى در اين كتاب غيرقابل انكار است ، كما اينكه ، ظهير يكى از سرايندگان سهگانهء اين ابيات هم به وضوح به آن اشاره كرده است و از آن جهت بخشش خواسته است ، آنجا كه مىسرايد :
تو در عفو كوش اى خديو ز من * نه در سكتههاى سخنهاى من
و از آنجايى كه در سرتاسر ابيات ، هرچند به نسبت اندك ، ظهير بيش از يك مورد سكتهء وزنى به چشم نمىخورد ، كه شايد هم ناشى از اشتباه كاتبان باشد ، مىتوان گمان برد كه ظهير بسيار اديبانه و زيركانه ، اشارهاى ضمنى كرده باشد به سكتههاى شعرى ابيات دو شاعر ديگر سرايندهء شجرة الملوك يعنى ناصح و صبورى كه احتمالا به ملاحظاتى از او پيشكسوتتر و گرانسنگتر به حساب مىآمدهاند .
پيش از آنكه به مبحث قافيه در شعر شجرة الملوك بپردازيم ، مىخواهم بگويم كه شاعران اين اشعار نه تنها انسانهاى خوشاقبالى نبودهاند ، كه اندكى بيشتر از اندك هم كماقبال بودهاند . از جملهء اين كمشانسىهاىشان اينكه ، به گواهى نسخهء موجود ، پس از آنها اشعارشان را كسانى استنساخ كردهاند كه بىنهايت كمسواد و بىذوق بودهاند كه اين