تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة ديباچهء مصحح 81

مساهمون:

صديباچهء مصحح ٨١
سرايندگان شجرة الملوك كمتر به منابع مورد استفاده خويش اشاره مىكنند ، در بسيارى موارد ، اشاره به منبع مورد استفاده با عباراتى مبهم به صورت
« چنين داد دانا ز پيشين خبر »
( برگ 54 ب ) ،
« چنين گفت دانندهء داستان »
( برگ 60 ب ) ،
« روايت نمايند اهل سير »
( برگ 70 ب ) ،
« چنين گفت فرزانهء پاك‌دين »
( برگ 189 الف ) ،
« دبير خردمند صافى ضمير / * نوشت اين سخن را چنين بر حرير »
( برگ 133 الف ) صورت مىگيرد . امّا ، در تمام متن به‌طور مشخص در چند جا نام كتاب‌ها آمده است . به نظر مىرسد سرايندگان البتّه توجّهى ويژه به شاهنامه داشته‌اند كه احتمالا منبع اصلى آنان براى بخش پيش از اسلام شجرة الملوك بوده است . دربارهء پس از اسلام تا دوران اتمام متن در عهد ملك بهرام خان كيانى ، يك بار به مؤلّف روضة الصفا اشاره شده است :
خردمند داناى با دستگاه * محمّد كه بود ابن خاوند شاه چنين كرده تقرير اين داستان * به تاريخ شاهان عالىمكان
( برگ 47 ب ) و در جايى ديگر ( برگ 76 ب ) به نام عالم‌آرا اشاره شده كه به گمان ، همان تاريخ عالم‌آراى عبّاسى است :
سخن‌گوى داناى صاحب‌يقين * كه بادا بر آن از خرد آفرين چنين داد در عالم‌آرا خبر * كه در عهد فرزند خير البشر
مطلب قابل توجّه اين است كه سرايندگان هيچ اشاره‌اى به كتاب تاريخ سيستان و مخصوصا احياء الملوك نمىكنند . با اينكه مىتوان انتظار داشت كه آنان دست‌كم با كتاب ملك شاه حسين سيستانى آشنايى داشته‌اند . امّا ، هيچ نشانه‌اى از اين آشنايى به چشم نمىخورد . گرچه مىتوان به احتمال زياد گفت كه آنان حتما به اين كتاب دسترسى داشته‌اند . امّا ، اگر چنين است چرا نامى از احياء الملوك نمىبرند كه مهم‌ترين اثر مربوط به ملوك نيمروز تا سال 1028 ق است ؟ تنها اشاره‌اى كه در سراسر اين كتاب به ملك شاه حسين سيستانى شده است ، در برگ 92 ب ، آن و به هنگام اشاره به درگيرى ملوك با رستم ميرزاى صفوى است . همين اشاره نشان مىدهد كه سرايندگان ، روايت منظوم خويش از رويدادهاى اين دوران را براساس احياء الملوك عرضه كرده‌اند .