پس از كوشش و رزم و سعى تمام * كشيدند او شير شرزه به دام
چو بد كينه از قبل و رزم فراه * افاغن سرافراز را بىگناه
بكشتند از راه ظلم و عناد * تفو بر تو اى چرخ و جور تو باد
كز ايسان كنى سروران را نژند * فرومايهگان را برآرى بلند
ز هجرت هزار و صد و شصت بود * كه در خواب رفت او خداوند جود
از آن بعد يكتا چو دُرّ يتيم * سليمان به جا ماند خان كريم
كه اوصاف ممدوح او كامكار * نگنجد به اوراق ليل و نهار
كه از بعد چار اختر ارجمند * به او مهربان شد سپهر بلند
به همراه ابن عم خويشتن * كه بد نازش دهر و سرو چمن
ملك جعفر او كان اقبال و جود * كه نوباوهء باغ محمود بود
به دربار عادل شه جمكلاه * برفتند او مهتران نيكخواه
[ 145 الف ] سليمان كى شد به عزّ و وقار * شقاسى يساول بر شهريار
چو كردش همه كار و ذاتش پسند * به كاشان فرستاد و كردش بلند
كه باشد در آن سرزمين حكمران * حكومت كند با دل شادمان
در آن شهر گرديد فرمانگذار * به اقبال و اجلال ، ماه چهار
چو عادل برفت و براهيم شاه * به شاهرخ رسيد افسر و تاج و گاه
برفتند او هر دو مهتر به هم * به درگاه شاهرخ مبرّا ز غم
چو بودند جمجاه صاحبقران * سر شهرياران عالىمكان
فلك بارگاه كواكب حشم * به نيرو سكندر به اقبال جم
كمين بندهء درگهش راى هند * غلام به اخلاص او شاه سند
مسمّى به احمد شه انس و جان * محمّد سرافراز پيغمبران
روان شد به ملك هرى با سپاه * كه گردد از آن سرزمين كينهخواه
دو نوباوه بوستان كيان * برفتند در پيش شاه جهان
به درگاه شاهى چو جستند بار * ستايش گرفتند بر شهريار
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: صبورى
ص٢٩٢