ذكر حكومت و مروّت و احسان ملك سليمان خان در ولايت سيستان
چنين داد داننده دانا خبر * كه ماندند بر جا دو « 1 » نيكوسير
كه بد شان حسين خان والاتبار * پدر در نجابت چو مهر آشكار
دو مهتر به جا ماند با عزّ و شأن * سراپاى انسى و جان جهان
نخستين سليمان سپهر كرم * سر انجمن مهتر محتشم
به خلق و به رأى و به تدبير و جود * نه ديد « 2 » از بزرگان كسى نه شنود « 3 »
جبال خرد كان حلم و وقار * لبش شكرافشان كفش دُرنثار
حسين خان ثانى و آن سرفراز * گل باغ احسان و اجلال و ناز
به روز شجاعت نبودش قرين * خردمند دانا و صاحبيقين
شدند اين دو فرزانهء حقشناس * به درگاه شاه ثريّا اساس
[ 144 ب ] به ملك خبوشان شه كينستان * حسين خان را والى سيستان
نمود و فرستاد با عزّ و ناز * به شادى سوى ملك از پيش « 4 » باز
نمايان چو شد بيرق نامدار * گروهى ز افغان در آن رهگذار
چو بختش نگون بود برگشت كار * ز تقدير ناگه گشتند دوچار
هامش
( 1 ) . م : بر ياد .
( 2 ) . م : نديد .
( 3 ) . م : نشنود .
( 4 ) . م : پيشش .