تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩

منحرف شدن پادشاه گيتىستان از جادّهء صواب و طغيان نمودن او

قضا را در اين وقت شاه جهان * به عمّال هر ملك شد بدگمان قدم كرد بيرون چو از راه مهر * از آن بخت و اقبال پوشيد چهر به فرماندهان ممالك تمام * كه بودى به فرمان او تيزكام فزون‌تر به احوال هر سرورى * كجا بود در شهر و ده مهترى به ابواب وجهى مقرّر نمود * كه فرمانبرانش بگيرند زود چهار الف بر مردم سيستان * مقرر نمود او شه كين‌ستان « 1 » كه هر الف را پنج الف از حساب * گرفتى شهنشاه دور از حساب چو آمد به اهل ولايت خبر * كه او شاه گرديده بيدادگر بكندند يكباره دل از حيات * چو ديدند مسدود راه نجات ازاين‌رو كه حكمش چو امر قضا * نگشتى چو تقدير مبرم خطا بزرگان زابل‌زمين بالتّمام * چو مهتر چو كهتر چو والامقام نمودند در منزلى انجمن * نشستند با يكدگر « 2 » رايزن همى فكر كردى به شيب و فراز * كه دانند اين درد را چاره‌ساز
هامش
( 1 ) . اين رفتار سبب شورش سيستان بر ضد نادر شاه گرديد . براى گزارشى دربارهء اين شورش نگاه كنيد به : دولت نادر شاه افشار ، صص 205 - 209 . ( 2 ) . م : يكديگر .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 269 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل