تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

لشكر كشيدن نادر قلى بيك به ارض اقدس و آگاهى شهريار از آمدن او

يكى لشكرى همچو دريا و كوه * كز او آمدى دشت و صحرا ستوه بياورد در ارض اقدس به كين * سيه كرد از مرد و مركب زمين برآشفت شاهنشه پاكزاد * ز كردار آن دشمن خانه‌زاد سپهدار را گفت فرخنده شاه * كه لشكر برآراى و شو كينه‌خواه كه سروى ز باغ برادرش بود * گرانمايه چون جان و افسرش بود چو فرمان عمّ آمد او را به گوش * سراپاى گرديد فولادپوش بفرمود تا لشكرى نامدار * برفتند بر درگه شهريار به يك ره ز درگه برآمد خروش * ز بانگ دليران فولادپوش برآمد خروشيدن كرّناى * شهنشه به اسب اندر آورد پاى ز دروازه لشكر چو بيرون كشيد * به نيزه رخ ماه در خون كشيد [ 113 ب ] همى تاخت لشكر پس پشت شاه * شد از گرد ، گيتى چو زنگى سياه