تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
شهنشه بدادش فراوان درم * ز اسب و ز دينار و از بيش و كم به يكسال در خدمت شهريار * كمر بسته آمد به ليل و نهار همى مايه افزود و كردش بلند * ميان يلان ساختش ارجمند « 1 » از آن تربيت يافت چون برترى * فتادش به دل خواهش مهترى « 2 » [ 113 الف ] پس آنگه ز درگاه شاه جهان * به ملك ابيورد شد تازيان بياراست لشكر به كردار باد * به تاراج و يغما بغل برگشاد هرآن‌چيز تاراج كردى تمام * به لشكر ببخشيدى آن نيك‌نام به اندك زمانى سپهدار شد * بر او لشكرى جمع بسيار شد
هامش
( 1 ) . منابع افشارى اين روايت را نياورده‌اند . چنان‌كه پيداست شجرة الملوك آشكار از اين رويداد خبر مىدهد . مىتوان پنداشت كه اين خبر بعدها توسّط كيانيان ساخته شده باشد . امّا مرآت واردات كه معاصر ملك محمود سيستانى بوده و رويدادهاى پس از او را تا عهد نادر شاه نيز ثبت كرده است ، اين موضوع را تأييد مىكند آنجا كه مىنويسد نادر : « از ابيورد به اميد ترقى جاه و جلالت به ملازمت ملك رسيده ، تكليف تسخير بلاد متعلّقهء خراسان كه در آن وقت در قبضهء تصرّف حكام خودكام بود نمود . » ( ص 147 ) . [ عالم‌آراى نادرى هم ( صص 41 - 43 ) به نحوى به اين مسئله اشاره دارد و پس از آن بارها به صراحت از اينكه نادر از افسران ملك بوده است ، ياد مىكند . ( ج . م ) ] ( 2 ) . طهرانى در مرآت واردات ، به زمينهء اين رويداد از منظرى ديگر نگريسته است . او مىگويد كه تا زمانى كه ملك محمود هواخواه صفويان بود ، نادر با او همكارى كرد ، امّا پس از آنكه ملك محمود به مثابه يك پادشاه درآمد ، نادر ناخشنود از اين كار به ابيورد رفت و پس از آن به زيان كوشيد . ( صص 148 - 150 ) .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 218 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل