تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

تفويض نمودن پادشاه والامكان سپهسالارى قشون را به نوّاب ملك لطفعلى خان « 1 » و رفتن او كامكار به فتح نشابور به فرمان عمّ نامدار كسرىتبار

ز ابناى نوّاب جنّت‌مكان * يكى نامور بود با عز و شأن قدش سرو بستان عزّ و جلال * رخش آفتاب سپهر كمال به بخشش كفش زرفشان‌تر ز هور * به زور و به مردى چو بهرام گور گرفتى به كف چون سنان روز جنگ * دريدى دل شير و چرم پلنگ روان چون شدى در صف كارزار * نمودى از او فرّ سام سوار هژبرافكن و پيلتن نوجوان * ستون خرد گرد لطفعلى خان كه پور برادر بُدى شاه را * برازندهء افسر و گاه را ورا خواند در پيش شاه عجم * به او گفت اى جان شيرين عمّ تويى از برادر مرا يادگار * به هر سختىام ياور و غمگسار سپهدار گردان لشكر تويى * برازندهء تاج و افسر تويى [ 111 الف ] برانگيز لشكر ميان بند تنگ * كه پيش آمدت روز پيكار و جنگ
هامش
( 1 ) . ساير منابع به گسيل ملك اسحق به نيشابور اشاره مىكنند . طهرانى در مرآت واردات ( صص 139 - 142 ) از حضور ملك اسحق در سبزوار خبر مىدهد و البتّه روايتى متفاوت در اين‌باره مىآورد مبنى بر اين‌كه ملك اسحق از سال‌ها پيش در سبزوار اقامت داشت .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 213 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل