تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
از آنجا بيامد سوى سيستان * به هم‌ملّتان گشت همداستان كه منصور اسحق سامان‌نژاد * برون رفته از راه آيين و داد برآريم لشكر به پيكار و كين * نماييم اخراج از اين سرزمين ز احفاد عمر [ و ] آن شه كامكار * يكى را نماييم فرمان‌گذار چو قوم خوارج به خود ديد يار * به سر برنهاد افسر افتخار به عمر [ و ] ابن يعقوب عالى گُهر * كه او را بود عمر سِيّم پدر به بيعت درآورد جمع كثير * نمودند بر خويش او را امير به ايشان پى رزم و كين و نفاق * رئيس خوارج نمود اتّفاق كه بودى به رزم و جلادت تمام * ورا ابن حفّار خواندى به نام [ 50 الف ] به فرمان عمر [ و ] آن يلى ارجمند * گرفتند منصور و كردند بند مزيّن بشد خطبه بر نام آن * حرون « 1 » توسن آرزو رام آن چو شد اين خبر فاش هر بوم‌وبر * بشد احمد شاه توران خبر كه بودش پدر مرد صاحب‌يقين * سماعيل بن احمد پاك‌دين سپاهى برآراست او سرفراز * بشد از پى رزم كين چاره‌ساز يكى نامدار از نديمان خاص * كه در نزد او داشتى اختصاص كه او را حسين على نام بود * دلير و سرافراز و خودكام بود فرستاد با لشكر بىكران * به پيكار سالار زابل‌ستان چو نُه ماه اين ملك محصور بود * به هر گوشه‌اى فتنه و شور بود در آن وقت شد ابن هرمز هلاك * نهان شد به حكم اجل در مغاك چو گشتند مضطر در آن كارزار * امان خواستند عمرو ابن حفار « 2 » به عذر گنه هرطرف چاره‌جوى * به نزد سپهدار كردند روى خلاصى از آن بند منصور يافت * سوى لشكر شاه توران شتافت سپهدار فيروز صاحب وقار * كرم كرد بر حال ابن حفار
هامش
( 1 ) . م : هرون . ( 2 ) . م : جفّار .