تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
ز دريا به دريا سپاه من است * جهان زير پر كلاه من است
ز چرخ برين تا به شيب افسرم * بسيط زمين تنگ بر لشكرم
به روى زمين حكمرانى كجاست * كه جانش نه منقاد فرمان ماست
و ديگر آن كه قلمى فرموده بودند كه رحم اللّه امرأ عرف قدره و لم يتعدّ طوره خصوص اين معنى اظهر من الشمس است كه اللّه تعالى دنيا و ما فيها را به خاطر جدّ بزرگوار ما و اهل بيت او خلق نموده و هر جاهل غافل و بىعقل بلا حاصل كه سر از فرمان دارى اولاد ايشان باز كشيده دارد بدبخت و بىسعادت است و مضمون بيت را جواب آن كه :
كه چون صبح صادق شود آشكار * كشد لشكر ليل صف بر كنار
چو پيدا شود رايت آفتاب * كشد ماه رخشنده بر رخ نقاب
اگر فى المثل از كران تا كران * شود بحر و بر پرز مرغابيان
ز پرواز شهباز فرخنده بال * شود طاقت جغد بر وى محال
كجا همعنان بوده‌اى با شهى * كجا مجلس افروختى با مهى
مكن تندخوئى مكن تركتاز * به حدّ گليمت بكن پا دراز
عنان كش تو اى خسرو خيره سر * كه طفل از دويدن در افتد به سر
به توفيق فرماندهء لا يزال * به امداد گويندهء ذوالجلال
نمايم به تو تاج و تخت و كلاه * نمايم به تو هم شمار سپاه
نمايم به تو زور بازو چنان * كه احسنت گويند كرّ و بيان
نخوردى شها سيلى از روزگار * نديدى دگر مجلس كارزار
تو از گوشمال جهان غافلى * نپختى همان جاهلى جاهلى
بتازم همين دم بدان تاج و تخت * به سقّائى مطبخ آرم ز تخت
چنانت در آرم به خم كمند * كه شاه و گدا را بود آن پسند
و دو كلمه كه قلمى نموده بودند كه از ابتداى ولايت خراسان بىنزاع از ماست و من بعد داروغه و حاكم تعيين خواهم نمود ، ان شاء اللّه تعالى و ارواح مقدسهء
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 430 | عبد الحسين نوائى