جواب
نامهء نامى كه از جانب جناب نامدار مملكت مدار گردون وقار معدلت شعار خورشيد اشتهار ، مريخ صولت ، درّ درج سلطنت و [ درّى ] چرخ كامكارى ، السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان ، شاه سليم خان عزّ اصدار يافته بود در بهترين وقتى از اوقات و شريفترين ساعتى از ساعات به مطالعهء نواب همايون ما رسيد :
به شاهان نوشتن چنين نامهها * سراسر بود عيب فرزانهها
مگر قول استاد نشنيدهاى * چنين نامهاى را پسنديدهاى
« بزرگش نخوانند اهل خرد * كه نام بزرگان به زشتى برد »
اگر پادشاهى خرد پيشه كن * اگر كم سپاهى خود انديشه كن
بود نزد شاهان عالى مقام * نوشتن چنين نامه عيب تمام
تمرخان كه بود از شهان بزرگ * كه بود افتخار سلاطين ترك
قضا را گذارش به خاك نجف * فتاد و همى كرد شور و شعف
به سادات خدّام جدم امير * على ولى خسرو شيرگير
نمود آن قدر عزّت و احترام * كاز او يافت كار جهانش نظام
به مشهد دگر شاهرخ پادشاه * بنا كرد او مسجد و خانقاه
به تعظيم و تكريم هشتم امام * على بن موسى عليه السلام
طواف درش است به قول رسول * برابر به هفتاد حج قبول