نامهء سليم شاه به شاه عباس
امر جهان مطاع صادر شد كه پهلوان عباس ميرزا چون بر مضمون حكم مطاع مطلع گردد ، بداند كه در اين ولا به سمع اشرف اقدس ارفع نواب همايون ما رسيد كه به اغواى كم بخت كم سعادت بايقرا ميرزا جمعى از اوباش را طيار نموده به اتفاق آن كم سعادت به حوالى قندهار تاخت نموده جمعى را به قتل آورده و مابقى را اسير نمودهاند و از دائرهء خود پاى بىادبى دراز كردهاند و از مضمون اين حديث غافلند كه رحم اللّه امرء عرف قدره و لم يتعدّ طوره و ديگر :
ز دريا به دريا سپاه من است * جهان زير پر كلاه من است
به روى زمين حكمرانى كجاست * كه از جان نه منقاد فرمان ماست
ز چرخ برين تا به شيب افسرم * بسيط زمين تنگ بر لشكرم
ان شاء اللّه تعالى در اين ولا ، جمعى از امراى عالى مقدار سعادت يار مثل قلج - محمد خان و شيبك خان و سعادت خان و بهادر خان و هشيار خان و اعتقاد خان و سپهسالار خان و مقداريك لك فيل كوه پيكر و ده لك لشكر نامدار عدو شكار طيار نموده بدان صوب ارسال خواهم داشت و خود با نفس نفيس با ده لك بهادران و دو لك فيل باد رفتار چون بلاى ناگهان بر ايران زمين نزول اجلال خواهم كرد .
اگرچه از ابتداى ولايت خراسان بلانزاع متعلق به گماشتگان و فوجداران اين پادشاه شاه نشان است لكن خاطر فيض بخش هواى سير فارس و عراق و مازندران