نامههاى شاه عباس به شاه سليم
همواره به تأييدات غيب الغيب مؤيد بوده كامياب صورت و معنى باشند . بعد از اتحاف گوناگون دعا كه بهترين هديهء مخلصان بىرياست بر لوحهء ضمير الهامپذير كه مطرح فيوضات لا ريبى است مىنگارد كه به جهت حوادث روزگار ، بعد از ارتحال شاه جنت بارگاه به روضهء رضوان ، بعضى از ممالك موروثى از تصرف منسوبان اين آستان بيرون رفته بود و محب خيرخواه به يمن توفيقات نامتناهى آنچه از اين جمله به ايادى مخالفان درآمده بود به پيروى اقبال انتزاع نمود . در باب قندهار هميشه مترصد بود كه آن برادر به جان برابر به طريق اجداد عظام جنت مكان مضايقه نفرمايند . چون اين توقع دوستانه از قول به فعل نيامد ، مكرر به رمز و ايما در مكتوب و پيام به جهت قطع زبان درازى حاسدان و قاصدان اشعار طلب آن شد .
جمعى حصول اين امر را در عقدهء تراخى انداخته به جواب رد و قبول وصول نيافت و اين معنى باعث شماتت دشمنان شده به خاطر انور رسيد كه به وسيلهء طرح سير و شكار قندهار متوجه آن ديار شويم . شايد گماشتگان ايشان در عالم اتحاد و يگانگى اجراى خدمت اقدس نموده مجددا رسوخ دوستى طرفين خاطرنشان دوست و دشمن جانبين گردد و بدين مضمون حكم همايون به اسم ايالت پناه عبد العزيز خان صادر گشت و عزت آثار خواجه باقى كرگ يراق را كه قبل از اين به خدمت اشرف آشنا شده بود طلب فرموديم كه سوانح حالات را به رأى العين مشاهده نموده در هنگام