تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١

جواب

سپاس معرا از ملابس حد و قياس و ستايش مبرا از آلايش تشبيه و التباس يگانه معبودى را در خور و سزاست كه استحكام عهود و مواثيق پادشاهان عظيم الشأن را موجب انتظام سلسلهء آفرينش و ارتباط و التيام فرمان روايان جهان را باعث رفاهيت و آسايش و سبب امنيت و آرامش خلايق و عباد اللّه كه ودايع بدايع حضرت آفريدگارند گردانيده و مصدق اين بيان و مؤيد اين برهان موافقت و اتحاد و مرابطت و ودادى است كه فى ما بين اين دو و الا دودمان رفيع البنيان تحقق پذيرفته و در زمان دولت روزافزون ما به تجديد به مثابه‌اى مؤكد و مشيد گشته كه محسود سلاطين زمان و خواقين دوران است و آن شاه جم جاه ستاره سپاه فلك بارگاه ، دارا گروه فريدون شكوه ، زيبندهء افسر كيانى ، شجرهء برومند رياض سلطنت و ابهّت ، نهال بوستان نبوت و ولايت ، نقاوهء دودمان علوى ، خلاصهء خاندان صفوى ، بىسبب و باعثى در صدد افسردگى گلزار محبت و دوستى و اخوت و يكتادلى ، كه تا انقراض زمان و اختلاف ادوار دوران امكان نشستن غبار خلل و نقصان بر ساحت فياض آن نيست ، شدند . ظاهرا رسم اتحاد و يگانگى فرمان فرمايان جهان اين نبوده كه در عين استحكام نسبت اخوت و دوستى ، كه قسم به سر يكديگر مىخورده باشند و با كمال مؤالفت روحانى و مصادقت جنانى كه فى ما بين مضايقه نباشد تا به ملك و مال چه رسد ، به اين روش به سير و شكار آيند . صد حيف از محبت بيش از قياس ما . از ورود مراسلات صفوت طراز كه در معذرت سير و شكار قندهار مصحوب