نامه شاه عباس به شاه سليم دربارهء فتح قندهار
نسايم دعواتى كه از نفحات اجابت آن غنچهء مراد شكفته نكهت فزاى مشام بيگانگى باشد و لوامع مدحاتى كه از لمعات خلوصش انجمن اتحاد منور گشته ظلمت زداى غائلهء بيگانگى گردد ، عطر بزم خلت و ولاى اعلى حضرت ظل اللهى و شمع جمع آن نور پرورد الهى گردانيده مشهود راى انور و مكشوف ضمير منير ضيا گستر مىگرداند كه بر دل دانش پسند و خاطر آسمان پيوند آن برادر به جان برابر كه آئينهء چهرهء دانش و بينش و مرآت جمال حقايق آفرينش است عكسپذير خواهد بود كه بعد از سنوح قضيهء ناگزير نواب جنت مكان عليين آشيان شاه بابا ام انار اللّه برهانه چه قسم قضايا در ايران روى داده بعضى ممالك از تصرف منسوبان اين دودمان ولايت مكان بيرون رفته بود .
چون اين نيازمند درگاه بىنياز مقلد امور سلطنت شد ، به يمن توفيقات الهى و حسن توجه دوستان ، انتزاع جميع ملك كه در تصرف مخالفان بود نموده و قندهار كه در تصرف گماشتگان آن و الا دودمان بود و ايشان را از خود مىدانستيم متعرض آن نشده از عالم اتحاد و برادرى مترصد بوديم كه ايشان نيز به طريق آبا و اجداد جنت مقام خود در تفويض آن توجه مبذول فرمايند . چون به تغافل گذرانيدند مكرر به نامه و پيغام و كنايه و صريح تصريح طلب آن نموديم كه شايد در نظر همت ايشان اين ملك حقير قابل مضايقه نبوده مقرر فرمايند كه به تصرف منسوبان اين دودمان