بزرگى و عدالت شما بر طرف ساخت چير و « 1 » و پادشاه را .
چرا كه بندگان شما قانون كتاب چير و پادشاه [ فرسيد ] و بالجمله در رومهء كبرى كه محل دانايان است جميع را اقتدا به عقل و انديشهء بندگان ايشان است و هميشه آوازهء بزرگوارى آن عالى جناب را به گوش جان قبول نمودهايم و بدان خوشحال و مسروريم و ما را شكّى درين باب به هيچ وجه نيست . بلكه از قديم - الزّمان جميع فرنگيان را اين اعتقاد است . زيرا كه مدّت مديد است كه بندگان ايشان طايفهاى از پادريان كه عبارت از علماى فرنگاند جاى به ايشان داده نهايت عزت و حرمت را داشتهاند و جميع امامان رومهء كبرى كه ريم پاپايند و جانشينان حضرت عيسى را نهايت محبت به ايشان است از جهت فرستادن ايلچيان عظام كرام ذوى الاحترام خجسته پيام به ايشان . چرا كه ياد از يگانگى و اتّحاد مىدهند .
سيّما كه رهبانان و پادريان پا برهنه « 2 » از كوه كرميلو « 3 » كه در پايتخت شما جاى داشته لبريزند از خوشحالى و خرّمى و هميشه آوازهء بزرگى و رفعت حال بندگان شما را ايشان به اين جانب مىرسانند . [ چرا كه ايشان حق ناشناس و فراموش كار نيستند ] « 4 » . فلهذا در تسخير جميع بلاد ما به طنطنه و بزرگى نام گرفتهاند نه به
هامش
( 1 ) - ظاهرا منظور كورش پادشاه هخامنشى باشد كه به يونانى او راCyrosمىگفتند و مىنوشتند و حرفCدر ايطاليايى به صورت « چ » تلفظ مىشود . در تاريخ عالم آراى عباسى : « آوازهء بزرگى و عدالت نما بر طرف ساخت آوازهء خسرو پادشاه فرس را . چرا كه بندگان شما قانون كتاب خسرو پادشاه فرسيد . »
( 2 ) - پادريان پا برهنه جمعى از كارمليتها هستند كه چون جوراب نمىپوشند به پا - برهنه شهرت يافتهاند . اينان را در فرانسهCarmes dechaussesگويند . پادرى صورت ديگرى است از « پدر » اصطلاح كشيشان . در زمان صفويه اين اصطلاح در مورد مبلغين مسيحى به كار مىرفت .
( 3 ) - منظور كوه كرمل است در لبنان كه فرقهء كارمليت نخست در آن نقطه پاى گرفت .
( 4 ) - عالم آراى عباسى : « حق شناساند و فراموشكار نيستند .