از راه دريا و رئيس شرف الدين لطف اللّه از مزدوران خود از راه خشكى مردم بحرين را تحت فشار قرارداد و لذا اللّه وردى خان متقابلا شهر جرون را در محاصره گرفت .
شهر جرون ، كه پرتغاليها آن را گمبرون مىگفتند ، مهمترين بندر تجارتى خليج و شهرى بسيار توانگر و بزرگ بود . اين شهر جزو متصرفات ملوك هرموز قرار داشت و چون ملوك هرموز يا از ترس يا به علت حب جاه و حفظ نام سلطنت خود را به پرتغاليها فروخته بودند طبعا شهر جرون هم در اختيار پرتغاليها بود .
فيليپ سوم ، پس از اطلاع بر اين قضايا ، بار ديگر آنتونيو دو گووهآ را به ايران فرستاد تا از رفتار گماشتگان پادشاه ايران گله كند و شاه عباس را راضى كند كه بحرين را پس بدهد و دست از محاصرهء جرون بردارد . آنتونيو دو گووهآ ، در نيمهء ماه ربيع الاول سال 1017 ه ، به اصفهان رسيد . شاه عباس در مقابل اين مطلب كه فيليپ در اروپا به دولت عثمانى حمله كند پذيرفت كه بحرين را پس بدهد ( هر چند كه هرگز بدين وعده عمل نكرد ) و محاصرهء جرون را پايان بخشد . سپس كشيش را بار ديگر ، براى ابلاغ و اعلام نظرات خود ، به اسپانيا باز گرداند و دنگيز بيك قورچى روملو ، از سرداران خود را ، نيز درين سفارت همراه او كرد .
اما همانطور كه شاه عباس از وعدهء فيليپ اثرى نديد ، فيليپ هم از مواعيد شاه ايران طرفى نبست و وقتى وى فهميد كه سلاطين عيسوى ممالك اروپا از روبرو شدن با تركان وحشت دارند ، در خشم شد و اين خشم وقتى به شدت رسيد كه شنيد پادشاه آلمان به نام رودلف دوم با سلطان احمد خان پادشاه عثمانى صلح كرده است . به همين جهات بود كه شاه عباس خود نيز در صدد برآمد كه ، با عقد پيمانى ، به جنگهاى خونين بين دو كشور پايان دهد . خاصه آن كه شريف مكه نيز ترك دشمنى را توصيه كرده و حاتم بيك اعتماد الدوله نيز مقدمات صلح را زيركانه فراهم آورده بود .
آنتونيو كشيش در اواخر سال 1021 ه با دنگيز بيك روملو به ايران مراجعت كرد .
شاه عباس وى را در ميدان نقش جهان بار داد . اما اين دفعه ، با خشونت و سردى تمام با او
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٢٦٠