را در دست داشتند و دولت ايران نيز به علت درگيرى شديد و جنگهاى چندين ساله با تركان عثمانى مجال و قدرت پرداختن به خليج و مهمانان ناخواندهاش نداشت .
در سال 982 هجرى ( 1574 م . ) دولت پرتغال ، كه چندين بار در خليج فارس با كشتيهاى عثمانى درگير شده و از ملاح ترك پيرى بيك شكستها خورده بود ، در جستجوى حمايت دولت ايران ، سفيرانى با هداياى فراوان از راه هرموز به دربار شاه طهماسب فرستاد .
اين هيئت بالغ بر پنجاه نفر بود . ولى شاه طهماسب ، از آن جهت كه پرتغاليان در جزيرهء هرموز با مسلمانان رفتارى وحشيانه داشتند و ايشان را حتى از ساختن مسجد جلوگيرى مىكردند ، فرستادگان پادشاه پرتغال را به سردى تمام پذيرفت و تا پايان عمر خويش آنان را اجازهء بازگشت نداد . و آنان در زمان شاه محمد ( 996 - 984 ) توانستند اجازهء مراجعت حاصل كنند . « 1 »
در سال 988 ه ( 1580 م . ) كشور پرتغال زير سلطهء دولت اسپانى قرار گرفت .
پادشاه اسپانى فيليپ دوم كه مردى سخت بلند پرواز و زياده طلب و در مذهب كاتوليك بسيار سختگير و متعصب بود ، پس از تصرف پرتغال ، سفيرى به ايران فرستاد و از شاه محمد درخواست كرد كه به كاتوليك مذهبان ايران در سراسر مملكت آزادى مذهبى دهد و براى اسپانيائيها در امر تجارت امتيازاتى قائل شود .
در سال 1007 ه ، پادشاه اسپانى دو نفر از كشيشان را از راه هرموز به ايران فرستاد .
شاه عباس كشيشان را به گرمى پذيره شد و صليبى مكلل به الماس به يكى از آنان به نام نيكلادى ملو « 2 » اعطا كرد و وقتى كه خود هيئتى متشكل از سر آنتونى شرلى انگليسى و حسينعلى بيك بيات براى عقد معاهدات سياسى به اروپا فرستاد ، آن دو كشيش را نيز همراه ايشان اجازه داد تا به وطن باز گردند .
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ روملو چاپ سدون 1931 م .
( 2 ) -Nicolao di Melo