تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

نامهء سر آنتونى شرلى به شاه عباس

« . . . [ به عرض ] عالى جناب بندگان نواب كامياب سپهر ركاب اشرف اقدس ارفع اعلى ، خلد اللّه ملكه ابدا ، مىرساند كه از آن تاريخ كه از خدمت نواب محروم شده آنچه خدماتى كه به بنده رجوع نموده بودند دقيقه‌اى فرو گذاشت ننموده و در هيچ باب تقصيرى واقع نشده و اگرچه محنت اين سفر و درد غربت را كشيدم ، اما پادشاه بزرگ فرنگ را به دوستى نواب يك جهت نموده و پادشاه اسپانيه قرار و شرط نموده كه هميشه به اهل روم ( - عثمانيان ) محاربه نمايد به - نوعى كه هرگز صلح‌پذير نباشد و حقير را سردار ديار كرده است و حكم قايم داد كه در دريا و خشكى هرچه خواهم به جا آورم و در خدمات خود را معاف نخواهم نمود و ديگر آنچه رو خواهد داد احوالات را به عرض همايون خواهم رساند . و قبل ازين مذكور مىشد كه پادشاه مجار با خواندگار روم آشتى نموده اين مقدمه خلاف بوده و درين وقت دشمنى ايشان زياده شد . كشتى بسيار و لشكر بىشمار جمع نموده و پادشاهان فرنگيه متفق القول و متفق اللفظ شده‌اند كه در محاربهء ترك درپيوندند و چون ميانهء نواب اعلى و پادشاه اسپانيه نهايت محبت بود سخن چند ضرور شد كه به عرض رسانم . اولا در باب ابريشم چنين مقرر شد كه سوداى ابريشم در هرمز بشود . چرا كه مردم فرنگ هر ساله زر بسيار و يراقهاى كلى از آلت حرب به الكاى روم مىبرند و سودا مىنمايند و حال آن كه معاملهء ايشان بر طرف مىشود هر دو جانبه دشمنى