تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و سرانجام موضوع سر رابرت شرلى و نقد على بيك را مطرح نمود . شاه عباس در جواب شرحى راجع به هوش و شجاعت ايرانيان و پستى تركان بيان داشت و دربارهء تجارت ابريشم نيز گفت كه حاضرست هر ساله ده هزار عدل ابريشم در جزيرهء هرمز ، هر وقت كه انگليسيها بخواهند ، تحويل دهد و به جاى آن ماهوت انگليسى بگيرد . به شرط آن كه انگليسيان با تركان تجارت نكنند . دربارهء رابرت شرلى نيز شاه عباس گفت كه سفير واقعى وى اوست و چنانچه نقد - على بيك خود را نكشته بود ، شاه او را قطعه قطعه كرده بود . با اين همه مهربانى ، اندكى بعد رفتار شاه عباس ، معلوم نيست به چه علت با اين هيئت انگليسى تغيير كرد و شايد هم تحريكات كمپانى هند شرقى درين ميان وجود داشته است . به هر حال شاه عباس ديگر سر دورمركاتن را به حضور نپذيرفت و بزرگان و درباريان نيز از آنان دورى گزيدند . شاه به سفير انگليس دستور داد به قزوين برود و در قزوين با محمد على بيك ناظر در باب مسائل مورد نظر گفتگو كند . ولى رفتار محمد على بيك هم با آنان دوستانه نبود . بلكه در مورد سر رابرت شرلى نيز مىگفت كه شاه عباس ديگر به دو توجهى ندارد و پس از خواندن اعتبارنامه‌هاى شرلى حتى در صحت آنها ترديد كرد و آنها را از سفير انگليس گرفته به نظر شاه رساند و شاه نيز همه را در آتش انداخت و فرمان داد كه شرلى از ايران بيرون رود . ظاهرا محمد على بيك كه از رابرت شرلى كينه‌اى در دل داشت در نزد شاه سعايت كرده و بدين گونه وى را از چشم شاه انداخته بود . در هر حال سر رابرت شرلى كه از اين رفتار و كردار شاه سخت رنجيده بود به سختى بيمار شد و در 13 ماه ژويه 1628 ( ذى القعده سال 1037 ه . ) در قزوين بدرود حيات گفت « 1 » و جسد او را زنش ترزيا به امانت نگهداشت تا به اروپا برد و به خاك سپارد .
هامش
( 1 ) - نه روز بعد از وى سر دورمركاتن نيز در قزوين درگذشت و جسدش را با مراسم خاص عيسوى در كليساى ارامنه به خاك سپردند .