نظر گرفت . اما هنوز قزلباشان از جاى خويش نجنبيده بودند كه ناگهان خبر آمدن لشكر ترك رسيد و اندكى پس از آن طليعهء لشكر عثمانى نمايان شده « دست و گريبان رسيدند » . سران قزلباش به ناچار قرار بر جنگ دادند . زيرا فرصت آن نداشتند كه ماجرى را به مرشد كامل اطلاع دهند .
خليل پاشا تمايلى به جنگ نداشت . ولى جانى بيك گراى تاتار ، بدين بهانه كه تاتارها سه سال است تا جهت جنگ با ايران در خاك عثمانى اقامت دارند و تأمل بيشتر را از ناتوانى و ترس مىشمرند ، خليل پاشا را به جنگ راضى كرد .
سپاه ترك ، از محلى در چهار فرسخى سقنسراى ، محل اقامت سپاه قزلباش ، تاخت آوردند و قرچقاى خان اين تاختن را پذيره شد و در محلى به نام پل شكسته دو سپاه در يكديگر آويختند . جنگى سخت درگرفت ، و با آن كه سپاه ايران در شمار از تركان چند بار كمتر بودند ، باز بر اثر دليرى و فداكارى زينل بيك بيگدلى و امامقلى خان والى فارس ، نسيم فتح به پرچم قزلباشان وزيد ، فتحى سخت درخشان و نمايان . سردار ترك به نام حسن پاشا كه بيگلر بيگى ارزروم و « در سلك وزرا » بود كشته شد . زينل بيك سر او را براى سپهسالار قرچقاى خان فرستاد . محمد پاشا بيگلربيگى وان و جمعى از پاشايان عثمانى و عدهاى از بزرگان تاتار مانند ميرزا - بيك آقا كه « جملة الملك و صاحب اختيار طايفهء تاتار و بسيار معتبر و پادشاه نشان بود » دستگير شدند . قزلباشان ، محمد پاشا و ميرزا بيك آقا را با دو سه نفر زنده نگهداشتند و بقيه را به دم تيغ آبدار سپردند و اسيران را به نزد شاه عباس فرستادند .
شمار كشته شدگان سپاه ترك را اسكندر بيك منشى پانزده هزار نوشته است و شمار مجاهدان قزلباش را چند تن از سپاهيان بىنام و نشان .
قرچقاى خان از روى احتياط دستور داده بود كه سپاه ترك را دليران قزلباش تعقيب نكنند . همين امر موجب شد كه شكست تركان به فرار سردار و پراكندگى سپاه عثمانى نكشد و خليل پاشا بتواند بقاياى سپاه خود را جمع آورده بار ديگر سخن از صلح در ميان آورد .
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٢٥